← همهٔ داستان‌ها
🌱
🌱 سطح A1 — مبتدی

Ein Tag in Hamburg

یک روز در هامبورگ

⏱ 6 دقیقه خواندن 💬 69 جمله 📝 511 واژه
Ein Tag in Hamburg — یک روز در هامبورگ
🔊 روی بلندگوی کنار هر جمله بزنید تا تلفظ را بشنوید · 🔖 روی نشانه بزنید تا دفعهٔ بعد از همان‌جا ادامه بدهید.

Yalda kommt aus Iran und wohnt jetzt in Hamburg.

یلدا اهل ایران است و حالا در هامبورگ زندگی می‌کند.

Sie ist dreißig Jahre alt und arbeitet in einem Restaurant.

او سی ساله است و در یک رستوران کار می‌کند.

Ihre Wohnung ist klein, aber sehr hell.

آپارتمانش کوچک است، اما خیلی روشن.

Sie hat ein Zimmer, eine Küche und ein Bad.

یک اتاق، یک آشپزخانه و یک حمام دارد.

Der Balkon gefällt ihr am besten.

بالکن را از همه بیشتر دوست دارد.

Dort stehen viele Blumen in kleinen Töpfen.

آنجا گل‌های زیادی در گلدان‌های کوچک هستند.

Am Morgen — صبح

Am Morgen steht Yalda früh auf.

صبح یلدا زود بیدار می‌شود.

Sie geht in die Küche und macht Tee.

به آشپزخانه می‌رود و چای درست می‌کند.

Auf dem Tisch liegen Brot, Butter, Käse und Honig.

روی میز نان، کره، پنیر و عسل هست.

Yalda frühstückt gern langsam.

یلدا دوست دارد آرام صبحانه بخورد.

Sie liest dabei die Nachrichten auf dem Handy.

همان موقع خبرها را روی گوشی می‌خواند.

Dann geht sie ins Bad und putzt die Zähne.

بعد به حمام می‌رود و دندان‌هایش را مسواک می‌زند.

Sie zieht eine warme Jacke an, denn draußen ist es kalt.

یک کاپشن گرم می‌پوشد، چون بیرون سرد است.

Der Himmel ist grau und der Wind ist stark.

آسمان خاکستری است و باد شدید است.

Yalda nimmt ihren Schlüssel und ihre Tasche.

یلدا کلیدش و کیفش را برمی‌دارد.

Sie schließt die Tür und geht die Treppe hinunter.

در را می‌بندد و از پله‌ها پایین می‌رود.

Der Nachbar — همسایه

Vor dem Haus sieht sie ihren Nachbarn, Herrn Berger.

جلوی ساختمان همسایه‌اش، آقای برگر، را می‌بیند.

Er ist alt und immer sehr freundlich.

او پیر است و همیشه خیلی مهربان.

"Guten Morgen, Frau Karimi", sagt er.

می‌گوید: «صبح بخیر، خانم کریمی.»

"Wie geht es Ihnen heute?"

«امروز حالتان چطور است؟»

"Danke, gut", antwortet Yalda.

یلدا جواب می‌دهد: «ممنون، خوبم.»

"Und Ihnen? Sind Sie schon wach?"

«شما چطور؟ بیدار شده‌اید؟»

"Nicht ganz", sagt Herr Berger und lacht.

آقای برگر می‌خندد و می‌گوید: «کاملاً نه.»

"Mein Rücken tut wieder weh."

«کمرم دوباره درد می‌کند.»

Yalda lächelt und wünscht ihm einen schönen Tag.

یلدا لبخند می‌زند و برایش روز خوبی آرزو می‌کند.

Der Weg zur Arbeit — راه رفتن به سر کار

Sie geht zu Fuß zur Arbeit, denn das Restaurant ist nicht weit.

پیاده سر کار می‌رود، چون رستوران دور نیست.

Der Weg dauert nur fünfzehn Minuten.

راه فقط پانزده دقیقه طول می‌کشد.

Auf der Straße sind viele Menschen.

در خیابان آدم‌های زیادی هستند.

Kinder gehen mit ihren Eltern zur Schule.

بچه‌ها با پدر و مادرشان به مدرسه می‌روند.

Ein Mann fährt schnell mit dem Fahrrad.

مردی تند با دوچرخه می‌رود.

Ein Hund bellt laut vor einem Geschäft.

سگی جلوی یک مغازه بلند پارس می‌کند.

Yalda liebt diese Stadt am Morgen.

یلدا این شهر را صبح‌ها دوست دارد.

In der Küche — در آشپزخانه

Im Restaurant beginnt die Arbeit um acht Uhr.

در رستوران کار ساعت هشت شروع می‌شود.

Yalda kocht Suppe, Reis und Gemüse.

یلدا سوپ، برنج و سبزیجات می‌پزد.

Sie schneidet Zwiebeln, Kartoffeln und Tomaten.

پیاز، سیب‌زمینی و گوجه خرد می‌کند.

Ihre Kollegin Maria hilft ihr in der Küche.

همکارش ماریا در آشپزخانه کمکش می‌کند.

Maria kommt aus Spanien und spricht gut Deutsch.

ماریا اهل اسپانیاست و آلمانی خوب حرف می‌زند.

Die beiden Frauen arbeiten schnell und sprechen viel.

این دو زن تند کار می‌کنند و زیاد حرف می‌زنند.

"Was kochst du heute?", fragt Maria.

ماریا می‌پرسد: «امروز چی می‌پزی؟»

"Eine Suppe aus meiner Heimat", sagt Yalda.

یلدا می‌گوید: «یک سوپ از وطنم.»

"Sie schmeckt sehr gut. Möchtest du sie probieren?"

«خیلی خوشمزه است. می‌خواهی امتحانش کنی؟»

Maria probiert die Suppe und lächelt.

ماریا سوپ را می‌چشد و لبخند می‌زند.

"Das ist wirklich lecker! Wie heißt das Essen?"

«واقعاً خوشمزه است! اسم این غذا چیست؟»

Yalda erklärt ihr den Namen und alle Zutaten.

یلدا اسم و همهٔ مواد لازم را برایش توضیح می‌دهد.

Die Gäste — مهمان‌ها

Am Mittag kommen die ersten Gäste.

ظهر اولین مهمان‌ها می‌آیند.

Sie bestellen Suppe, Salat und Wasser.

سوپ، سالاد و آب سفارش می‌دهند.

Ein Kind möchte lieber Nudeln mit Tomaten.

یک بچه ترجیح می‌دهد ماکارونی با گوجه بخورد.

Die Mutter bezahlt und sagt: "Vielen Dank, es war sehr gut."

مادر پول را حساب می‌کند و می‌گوید: «خیلی ممنون، خیلی خوب بود.»

Yalda freut sich über diese Worte.

یلدا از این حرف‌ها خوشحال می‌شود.

Ihre Arbeit ist schwer, aber sie macht sie gern.

کارش سخت است، اما با علاقه انجامش می‌دهد.

Am Nachmittag hat sie eine Pause.

بعدازظهر یک استراحت دارد.

Sie trinkt einen Kaffee und schreibt eine Nachricht.

یک قهوه می‌نوشد و یک پیام می‌نویسد.

Ihre Mutter fragt immer: "Isst du genug? Schläfst du gut?"

مادرش همیشه می‌پرسد: «کافی غذا می‌خوری؟ خوب می‌خوابی؟»

Yalda antwortet: "Ja, Mama. Mach dir keine Sorgen."

یلدا جواب می‌دهد: «بله مامان. نگران نباش.»

Am Abend — شب

Am Abend ist Yalda müde.

شب یلدا خسته است.

Sie geht nach Hause und öffnet das Fenster.

به خانه می‌رود و پنجره را باز می‌کند.

Die Luft ist frisch und es regnet leise.

هوا تازه است و آرام باران می‌بارد.

Sie macht Musik an und setzt sich auf das Sofa.

موسیقی می‌گذارد و روی مبل می‌نشیند.

Dann telefoniert sie mit ihrer Schwester in Teheran.

بعد با خواهرش در تهران تلفنی حرف می‌زند.

"Wie war dein Tag?", fragt die Schwester.

خواهرش می‌پرسد: «روزت چطور بود؟»

"Lang, aber schön", antwortet Yalda.

یلدا جواب می‌دهد: «طولانی، اما خوب.»

"Ich habe eine gute Arbeit und nette Freunde."

«کار خوبی دارم و دوستان مهربانی.»

"Bist du glücklich dort?", fragt die Schwester leise.

خواهرش آرام می‌پرسد: «آنجا خوشحالی؟»

Yalda denkt kurz nach und schaut aus dem Fenster.

یلدا کمی فکر می‌کند و از پنجره بیرون را نگاه می‌کند.

Die Lichter der Stadt sind hell und warm.

چراغ‌های شهر روشن و گرم‌اند.

"Ja", sagt sie. "Ich bin glücklich."

می‌گوید: «بله. من خوشحالم.»

Später liest sie noch ein Buch.

بعدتر هنوز کمی کتاب می‌خواند.

Um elf Uhr macht sie das Licht aus.

ساعت یازده چراغ را خاموش می‌کند.

Morgen ist wieder ein Tag in Hamburg.

فردا باز هم یک روز در هامبورگ است.

🔍 تحلیل گرامری جمله‌های مهم

در این داستان فقط از گرامر سطح A1 استفاده شده است: زمان حال، آرتیکل‌ها، چهار حالت اسم، منفی‌کردن، سؤالی‌کردن، امری، ضمایر ملکی، افعال جداشدنی و جای فعل در جمله.

۱. جای فعل: فعل همیشه در جای دوم

Yalda kommt aus Iran und wohnt jetzt in Hamburg.

این جملهٔ پایه است: فاعل (Yalda) + فعل (kommt) + بقیه. فعل صرف‌شده در جای دوم جمله می‌نشیند. توجه کنید که «und» بخش دوم را وصل می‌کند و فاعل تکرار نمی‌شود، چون همان یلدا است.

Am Morgen steht Yalda früh auf.

اینجا جمله با «Am Morgen» شروع شده، نه با فاعل. اما قانون «فعل در جای دوم» می‌گوید فعل (steht) باید جای دوم بماند — پس فاعل (Yalda) به بعد از فعل می‌رود. این وارونگی (Inversion) نام دارد. اگر بگویید «Am Morgen Yalda steht auf» غلط است. فارسی‌زبان‌ها معمولاً همین جا اشتباه می‌کنند، چون در فارسی فعل آخر می‌آید.

Im Restaurant beginnt die Arbeit um acht Uhr.

باز هم همین قاعده: جمله با قید مکان شروع شده، فعل «beginnt» جای دوم، و فاعل «die Arbeit» بعد از آن.

۲. افعال جداشدنی (trennbare Verben)

Am Morgen steht Yalda früh auf.

مصدر این فعل «aufstehen» (بیدار شدن) است. در زمان حال، پیشوند «auf» جدا می‌شود و به آخر جمله می‌رود: steht … auf. هرچه بین این دو تکه باشد، وسط قرار می‌گیرد.

Sie zieht eine warme Jacke an, denn draußen ist es kalt.

مصدر: «anziehen» (پوشیدن). دوباره پیشوند «an» تا آخر بخش اول جمله می‌رود. دقت کنید که «denn» (چون) ساختار را عوض نمی‌کند: بعد از آن باز هم فاعل + فعل می‌آید (es ist → ist es؟ نه: «ist es kalt» چون قبلش «draußen» آمده و جای اول را گرفته).

Sie macht Musik an und setzt sich auf das Sofa.

«anmachen» = روشن کردن. و در جملهٔ بعدی «ausmachen» = خاموش کردن: «macht das Licht aus». این دو فعل جفت متضاد هم‌اند و هر دو جداشدنی.

۳. چهار حالت اسم (Kasus)

Yalda nimmt ihren Schlüssel und ihre Tasche.

فعل «nehmen» مفعول مستقیم می‌خواهد، پس هر دو اسم در حالت Akkusativ هستند. «der Schlüssel» مذکر است، پس ضمیر ملکی می‌شود «ihren» (پایانهٔ ‎-en‎). ولی «die Tasche» مؤنث است و در Akkusativ تغییری نمی‌کند: «ihre». همین یک جمله تفاوت مذکر و مؤنث را کامل نشان می‌دهد.

Der Balkon gefällt ihr am besten.

فعل «gefallen» یک استثناء مهم است: چیزی که خوشمان می‌آید فاعل است (der Balkon) و شخص در حالت Dativ می‌آید (ihr = به او). ترجمهٔ لفظ‌به‌لفظ می‌شود «بالکن به او خوش می‌آید». اگر بخواهید بگویید «او بالکن را دوست دارد» ساختار کاملاً برعکس فارسی است.

Ihre Kollegin Maria hilft ihr in der Küche.

فعل «helfen» هم Dativ می‌گیرد، نه Akkusativ. پس «به او کمک می‌کند» می‌شود «hilft ihr»، نه «hilft sie». این یکی از پرتکرارترین اشتباهات است. افعال Dativ‌ساز مهم: helfen، danken، gehören، gefallen، antworten.

Die Lichter der Stadt sind hell und warm.

«der Stadt» در حالت Genitiv است: «چراغ‌های شهر». برای اسم مؤنث در Genitiv، آرتیکل «die» به «der» تبدیل می‌شود و خود اسم تغییر نمی‌کند.

Vor dem Haus sieht sie ihren Nachbarn, Herrn Berger.

دو نکته: «vor» اینجا مکان ثابت را نشان می‌دهد، پس Dativ می‌گیرد (dem Haus). و «der Nachbar» یک «اسم ضعیف» است: در Akkusativ ‎-n‎ می‌گیرد → «ihren Nachbarn». همین اتفاق برای «Herr» هم می‌افتد → «Herrn Berger».

۴. حروف اضافه و حالتی که می‌سازند

Sie geht in die Küche und macht Tee.

«in» یک حرف اضافهٔ دوحالتی است. اینجا حرکت به سمت جایی را نشان می‌دهد، پس Akkusativ می‌گیرد: «in die Küche». اما در جملهٔ «Ihre Freundin hilft ihr in der Küche» مکان ثابت است، پس Dativ: «in der Küche». یک حرف اضافه، دو حالت، بسته به معنی.

Auf dem Tisch liegen Brot, Butter, Käse und Honig.

«auf» + Dativ چون چیزی حرکت نمی‌کند؛ فقط جایش گفته می‌شود. اگر می‌گفتیم «Sie legt das Brot auf den Tisch» (نان را روی میز می‌گذارد) حرکت بود و Akkusativ می‌شد.

Sie geht zu Fuß zur Arbeit.

«zu» همیشه Dativ می‌گیرد. «zur» کوتاه‌شدهٔ «zu der» است (چون «die Arbeit» مؤنث است). همچنین «zum» = «zu dem». عبارت «zu Fuß» یعنی «پیاده» و ثابت است.

۵. سؤالی‌کردن

"Wie geht es Ihnen heute?"

پرسش با کلمهٔ پرسشی (W-Frage): کلمهٔ پرسشی جای اول، فعل جای دوم. «Ihnen» شکل مؤدبانهٔ Dativ است. این جمله اصطلاح ثابت است و لفظ‌به‌لفظ ترجمه نمی‌شود.

"Bist du glücklich dort?", fragt die Schwester leise.

پرسش بله/خیر (Ja/Nein-Frage): هیچ کلمهٔ پرسشی‌ای نیست، پس فعل جای اول می‌آید و فاعل بعدش. مقایسه کنید: «Du bist glücklich» (خبری) در برابر «Bist du glücklich?» (پرسشی). فقط جای دو کلمه عوض شده.

"Isst du genug? Schläfst du gut?"

دو پرسش بله/خیر پشت سر هم. توجه کنید هر دو فعل بی‌قاعده‌اند و در دوم‌شخص مفرد مصوتشان عوض می‌شود: essen → du isst، schlafen → du schläfst.

۶. منفی‌کردن: nicht یا kein؟

Sie geht zu Fuß zur Arbeit, denn das Restaurant ist nicht weit.

«nicht» صفت، فعل یا قید را منفی می‌کند. اینجا صفت «weit» را منفی کرده و درست قبل از آن آمده.

Yalda antwortet: "Ja, Mama. Mach dir keine Sorgen."

«kein» اسم را منفی می‌کند و مثل آرتیکل نامعین صرف می‌شود. «die Sorgen» جمع است، پس «keine». قاعدهٔ ساده: اگر اسمی را منفی می‌کنید که آرتیکل نامعین یا بدون آرتیکل است → kein؛ در بقیهٔ موارد → nicht.

۷. امری (Imperativ)

"Mach dir keine Sorgen."

شکل امری دوم‌شخص مفرد: از «du machst» ساخته می‌شود؛ ضمیر «du» و پایانهٔ ‎-st‎ حذف می‌شوند → «Mach». عبارت «sich Sorgen machen» انعکاسی است، پس ضمیر انعکاسی Dativ «dir» می‌آید.

۸. ضمایر و صفات ملکی

Ihre Wohnung ist klein, aber sehr hell.

«ihr-» یعنی «مالِ او (زن)». پایانه‌اش را اسم بعدش تعیین می‌کند، نه صاحب آن: «die Wohnung» مؤنث است → «ihre». در جملهٔ «Yalda nimmt ihren Schlüssel» همان صاحب است، ولی چون «der Schlüssel» مذکر و در Akkusativ است → «ihren». این نکته برای فارسی‌زبان‌ها سخت است، چون در فارسی فقط «ـش» می‌گذاریم و تمام.

۹. کلمات مرکب (Komposita)

Sie liest dabei die Nachrichten auf dem Handy.

آلمانی واژه‌ها را به هم می‌چسباند. «die Nachricht» از «nach» + «Richt-» ساخته شده. قاعدهٔ طلایی: آرتیکل واژهٔ مرکب همان آرتیکل جزء آخر است. مثلاً «die Haustür» مؤنث است چون «die Tür» مؤنث است، هرچند «das Haus» خنثی باشد.

۱۰. افعال بی‌قاعده در زمان حال

Ein Mann fährt schnell mit dem Fahrrad.

مصدر «fahren» است. در سوم‌شخص مفرد مصوت «a» به «ä» تبدیل می‌شود: er/sie fährt. همین اتفاق در داستان برای این افعال هم افتاده: schlafen → schläfst، essen → isst، lesen → liest، sprechen → spricht، nehmen → nimmt، sehen → sieht، helfen → hilft. این تغییرها فقط در دوم‌شخص و سوم‌شخص مفرد رخ می‌دهند؛ در جمع دوباره به شکل عادی برمی‌گردند: wir fahren.

این داستان را فهمیدید؟ 🎉

با حساب رایگان، همین واژه‌ها را با فلش‌کارت هوشمند برای همیشه در حافظه‌تان ثبت کنید.

رایگان شروع کنید

داستان‌های دیگر سطح A1

Beim Arzt
🩺 🌱 A1

Beim Arzt

پیش پزشک

Beim Amt
🏛️ 🌱 A1

Beim Amt

در اداره

Der Ausflug an den See
🏞️ 🌱 A1

Der Ausflug an den See

گردش کنار دریاچه