Der Morgen — صبح
Am Montag wacht Yalda sehr früh auf.
دوشنبه یلدا خیلی زود بیدار میشود.
Sie will aufstehen, aber sie kann nicht.
میخواهد بلند شود، اما نمیتواند.
Ihr Kopf tut weh und ihr Hals ist trocken.
سرش درد میکند و گلویش خشک است.
Sie hat Husten und auch Schnupfen.
سرفه دارد و آبریزش بینی هم دارد.
"Ich bin krank", denkt sie. "Das ist nicht gut."
با خودش فکر میکند: «مریضم. این خوب نیست.»
Yalda bleibt noch zehn Minuten im Bett.
یلدا ده دقیقهٔ دیگر در رختخواب میماند.
Dann steht sie langsam auf und geht in die Küche.
بعد آرام بلند میشود و به آشپزخانه میرود.
Sie macht Tee mit Zitrone und Honig.
چای با لیمو و عسل درست میکند.
Der Tee ist heiß, aber ihr Hals tut immer noch weh.
چای داغ است، اما گلویش هنوز درد میکند.
Yalda nimmt das Handy und ruft ihre Arbeit an.
یلدا گوشی را برمیدارد و به محل کارش زنگ میزند.
Ihr Kollege Reza ist schon dort.
همکارش رضا از قبل آنجاست.
"Guten Morgen, Reza. Hier ist Yalda."
«صبح بخیر رضا. یلدا هستم.»
"Guten Morgen! Deine Stimme klingt komisch. Bist du krank?"
«صبح بخیر! صدایت عجیب است. مریضی؟»
"Ja, ich glaube, ich habe eine Grippe."
«آره، فکر کنم آنفولانزا گرفتهام.»
"Dann komm heute bitte nicht", sagt Reza.
رضا میگوید: «پس امروز لطفاً نیا.»
"Bleib zu Hause und ruh dich aus."
«خانه بمان و استراحت کن.»
"Aber wir haben heute viele Gäste", sagt Yalda.
یلدا میگوید: «ولی امروز مهمان زیاد داریم.»
"Das ist kein Problem. Ich mache das."
«مشکلی نیست. من انجامش میدهم.»
"Du musst zum Arzt gehen. Das ist wichtig."
«باید بروی دکتر. این مهم است.»
"Ruf die Praxis an und mach einen Termin."
«به مطب زنگ بزن و نوبت بگیر.»
Yalda dankt ihm und legt auf.
یلدا از او تشکر میکند و گوشی را میگذارد.
Der Termin — نوبت
Um acht Uhr ruft Yalda die Praxis an.
ساعت هشت یلدا به مطب زنگ میزند.
Eine Frau antwortet: "Praxis am Markt, guten Morgen."
یک خانم جواب میدهد: «مطب میدان بازار، صبح بخیر.»
"Guten Morgen. Mein Name ist Yalda Karimi. Ich bin krank und brauche einen Termin."
«صبح بخیر. اسم من یلدا کریمی است. مریضم و نوبت لازم دارم.»
"Was haben Sie denn?", fragt die Frau.
خانم میپرسد: «مشکلتان چیست؟»
"Ich habe Husten, Schnupfen und Kopfschmerzen."
«سرفه، آبریزش بینی و سردرد دارم.»
"Können Sie um halb elf kommen?"
«میتوانید ساعت ده و نیم بیایید؟»
"Ja, das geht. Vielen Dank."
«بله، میشود. خیلی ممنون.»
"Bringen Sie bitte Ihre Gesundheitskarte mit."
«لطفاً کارت بیمهتان را همراه بیاورید.»
Yalda schreibt die Zeit in ihren Kalender.
یلدا ساعت را در تقویمش مینویسد.
Dann geht sie ins Bad und wäscht ihr Gesicht.
بعد به حمام میرود و صورتش را میشوید.
Sie zieht eine warme Hose, einen Pullover und ihre dicke Jacke an.
شلوار گرم، پلیور و کاپشن کلفتش را میپوشد.
Draußen ist es kalt und der Wind ist stark.
بیرون سرد است و باد شدید است.
Die Praxis ist nicht weit, aber Yalda geht heute nicht zu Fuß.
مطب دور نیست، اما یلدا امروز پیاده نمیرود.
Sie nimmt den Bus, denn sie ist zu müde.
اتوبوس میگیرد، چون خیلی خسته است.
Im Wartezimmer — در اتاق انتظار
Die Praxis ist im ersten Stock.
مطب در طبقهٔ اول است.
Yalda fährt mit dem Aufzug nach oben.
یلدا با آسانسور بالا میرود.
An der Anmeldung sitzt eine junge Frau.
پشت پذیرش یک خانم جوان نشسته است.
"Guten Tag, ich habe einen Termin um halb elf."
«سلام، ساعت ده و نیم نوبت دارم.»
"Ihre Karte, bitte."
«کارتتان لطفاً.»
Yalda gibt ihr die Gesundheitskarte.
یلدا کارت بیمه را به او میدهد.
"Danke. Nehmen Sie bitte im Wartezimmer Platz."
«ممنون. لطفاً در اتاق انتظار بنشینید.»
Im Wartezimmer sind schon fünf Personen.
در اتاق انتظار از قبل پنج نفر هستند.
Ein Kind spielt auf dem Boden mit einem kleinen Auto.
بچهای روی زمین با یک ماشین کوچک بازی میکند.
Eine alte Frau liest eine Zeitung.
پیرزنی روزنامه میخواند.
Ein Mann hustet laut und sagt nichts.
مردی بلند سرفه میکند و چیزی نمیگوید.
Yalda setzt sich ans Fenster und wartet.
یلدا کنار پنجره مینشیند و منتظر میماند.
Sie ist müde und ihre Augen tun weh.
خسته است و چشمهایش درد میکند.
Nach zwanzig Minuten kommt eine Frau und ruft ihren Namen.
بعد از بیست دقیقه خانمی میآید و اسمش را صدا میزند.
Bei der Ärztin — پیش پزشک
Das Zimmer der Ärztin ist klein und sehr sauber.
اتاق پزشک کوچک و خیلی تمیز است.
"Guten Tag. Setzen Sie sich bitte."
«سلام. لطفاً بنشینید.»
"Guten Tag, Frau Doktor."
«سلام خانم دکتر.»
"Was fehlt Ihnen denn?"
«چه مشکلی دارید؟»
"Seit gestern tut mir alles weh: der Kopf, der Hals, der Rücken."
«از دیروز همهجایم درد میکند: سر، گلو، کمر.»
"Haben Sie auch Fieber?"
«تب هم دارید؟»
"Ich glaube ja. Ich fühle mich sehr warm."
«فکر کنم بله. خیلی احساس گرما میکنم.»
Die Ärztin misst die Temperatur.
پزشک دما را اندازه میگیرد.
"Achtunddreißig Grad. Das ist ein bisschen zu hoch."
«سیوهشت درجه. کمی زیادی بالاست.»
"Machen Sie bitte den Mund auf und sagen Sie ah."
«لطفاً دهانتان را باز کنید و بگویید آه.»
Yalda macht den Mund auf.
یلدا دهانش را باز میکند.
"Ihr Hals ist sehr rot", sagt die Ärztin.
پزشک میگوید: «گلویتان خیلی قرمز است.»
"Atmen Sie jetzt bitte tief ein."
«حالا لطفاً نفس عمیق بکشید.»
Yalda atmet tief ein und aus.
یلدا نفس عمیق میکشد و بیرون میدهد.
"Gut. Ihre Lunge ist in Ordnung."
«خوب است. ریهتان سالم است.»
"Sie haben eine Grippe, aber es ist nicht schlimm."
«آنفولانزا دارید، اما چیز بدی نیست.»
"Muss ich ins Krankenhaus?", fragt Yalda.
یلدا میپرسد: «باید بروم بیمارستان؟»
"Nein, das müssen Sie nicht", sagt die Ärztin und lächelt.
پزشک لبخند میزند و میگوید: «نه، لازم نیست.»
"Sie dürfen drei Tage nicht arbeiten."
«سه روز اجازه ندارید کار کنید.»
"Sie sollen viel trinken und viel schlafen."
«باید زیاد بنوشید و زیاد بخوابید.»
"Darf ich duschen?"
«اجازه دارم دوش بگیرم؟»
"Ja, aber warm. Und gehen Sie nicht nach draußen."
«بله، اما با آب گرم. و بیرون نروید.»
Die Ärztin schreibt ein Rezept.
پزشک یک نسخه مینویسد.
"Nehmen Sie diese Tabletten dreimal am Tag."
«این قرصها را روزی سه بار بخورید.»
"Und hier ist Ihre Krankmeldung für die Arbeit."
«و این هم گواهی بیماریتان برای محل کار.»
In der Apotheke — در داروخانه
Die Apotheke ist gleich neben der Praxis.
داروخانه درست کنار مطب است.
Yalda gibt das Rezept an der Kasse ab.
یلدا نسخه را سر صندوق تحویل میدهد.
Der Mann hinter der Kasse liest das Rezept.
مردِ پشت صندوق نسخه را میخواند.
"Einen Moment, bitte."
«یک لحظه لطفاً.»
Er bringt die Tabletten und eine Salbe für den Hals.
قرصها و یک پماد برای گلو میآورد.
"Möchten Sie auch etwas gegen den Husten?", fragt er.
میپرسد: «چیزی هم برای سرفه میخواهید؟»
"Ja, gern. Aber nicht zu teuer, bitte."
«بله، با کمال میل. اما نه خیلی گران، لطفاً.»
"Das kostet fünf Euro."
«پنج یورو میشود.»
Yalda bezahlt mit Karte.
یلدا با کارت پرداخت میکند.
"Gute Besserung!", sagt der Mann.
مرد میگوید: «زود خوب شوید!»
Am Abend — عصر
Zu Hause zieht Yalda ihre Jacke aus und legt sich ins Bett.
یلدا در خانه کاپشنش را درمیآورد و در رختخواب دراز میکشد.
Sie nimmt eine Tablette mit einem Glas Wasser.
یک قرص با یک لیوان آب میخورد.
Dann schläft sie fast vier Stunden.
بعد تقریباً چهار ساعت میخوابد.
Am Nachmittag klingelt das Telefon.
بعدازظهر تلفن زنگ میزند.
Es ist Reza.
رضاست.
"Wie geht es dir jetzt?"
«حالا حالت چطور است؟»
"Ein bisschen besser", sagt Yalda. "Ich komme gerade vom Arzt."
یلدا میگوید: «کمی بهتر. تازه از دکتر آمدهام.»
"Und? Was sagt die Ärztin?"
«خب؟ پزشک چه میگوید؟»
"Ich habe eine Grippe. Ich darf drei Tage nicht arbeiten."
«آنفولانزا دارم. سه روز اجازه ندارم کار کنم.»
"Das ist gut. Ruh dich aus und mach dir keine Sorgen."
«خوب است. استراحت کن و نگران نباش.»
"Ich bringe dir heute Abend eine Suppe."
«امشب برایت سوپ میآورم.»
"Das musst du nicht", sagt Yalda.
یلدا میگوید: «لازم نیست.»
"Ich weiß. Aber ich will es."
«میدانم. اما میخواهم.»
Am Abend steht Reza vor der Tür.
عصر رضا پشت در ایستاده است.
Er hat eine große Flasche mit Suppe und eine Zitrone.
یک بطری بزرگ سوپ و یک لیمو دارد.
"Für den Tee", sagt er.
میگوید: «برای چای.»
Yalda lacht zum ersten Mal an diesem Tag.
یلدا برای اولین بار در آن روز میخندد.
"Danke, Reza. Du bist ein guter Freund."
«ممنون رضا. تو دوست خوبی هستی.»
"Kein Problem. Und morgen rufe ich wieder an."
«قابلی ندارد. فردا دوباره زنگ میزنم.»
Yalda schließt die Tür und geht zurück ins Bett.
یلدا در را میبندد و به رختخواب برمیگردد.
Die Suppe ist noch warm und schmeckt sehr gut.
سوپ هنوز گرم است و خیلی خوشمزه است.
Draußen ist es dunkel und der Regen fällt gegen das Fenster.
بیرون تاریک است و باران به پنجره میخورد.
Yalda trinkt langsam und denkt: "Morgen geht es mir besser."
یلدا آرام مینوشد و فکر میکند: «فردا حالم بهتر است.»
Dann macht sie das Licht aus und schläft.
بعد چراغ را خاموش میکند و میخوابد.
🔍 تحلیل گرامری جملههای مهم
این داستان فقط گرامر A1 دارد، ولی عمداً روی نکتههایی تمرکز کرده که در داستان «یک روز در هامبورگ» کم آمده بودند: جملهٔ امری، هر شش فعل کمکی وجهی، افعال انعکاسی، تفاوت nicht و kein، پرسشسازی، و افعالی که Dativ میگیرند.
۱. جملهٔ امری (Imperativ) — دو شکل کاملاً متفاوت
Bleib zu Hause und ruh dich aus.
این امرِ du است. قاعده ساده است: مصدر را بردارید، -en را حذف کنید، و فاعل را نگویید: bleiben ← bleib، ruhen ← ruh. توجه کنید که ضمیر du در جمله نیست. این تفاوت بزرگ با فارسی نیست («بمان»، «استراحت کن») ولی با انگلیسی فرق دارد.
Ruf die Praxis an und mach einen Termin.
هر دو فعل جداشدنیاند: anrufen و machen. در امر، پیشوند «an» باز هم به آخر میرود: Ruf … an. یعنی حتی در جملهٔ امری هم قانون فعل جداشدنی سر جایش است.
Setzen Sie sich bitte.
این امرِ Sie است و ساختارش کاملاً فرق دارد: فعل به شکل مصدر میماند و Sie گفته میشود و بعد از فعل میآید. یعنی «Setzen Sie»، نه «Sie setzen». همین وارونگی است که جمله را امری میکند. با غریبهها، در اداره و پیش دکتر همیشه همین شکل را به کار ببرید.
Machen Sie bitte den Mund auf und sagen Sie ah.
باز هم امرِ Sie، و باز هم فعل جداشدنی: aufmachen ← Machen Sie … auf. کلمهٔ «bitte» جای ثابتی ندارد، ولی معمولاً بعد از فاعل میآید و لحن را مؤدب میکند.
Bringen Sie bitte Ihre Gesundheitskarte mit.
mitbringen (همراه آوردن). سهتکهشدن جمله را ببینید: Bringen … mit، و همهچیز وسط این دو. این جمله را در آلمان بارها خواهید شنید.
۲. هر شش فعل کمکی وجهی (Modalverben)
Sie will aufstehen, aber sie kann nicht.
دو فعل وجهی در یک جمله: wollen (خواستن) و können (توانستن). قاعدهٔ طلایی: فعل وجهی صرف میشود و در جای دوم مینشیند، و فعل اصلی به شکل مصدر به آخر جمله میرود: will … aufstehen. در بخش دوم، فعل اصلی حذف شده چون از قبل معلوم است: «kann nicht» یعنی «kann nicht aufstehen».
Du musst zum Arzt gehen.
müssen = اجبار. فعل اصلی «gehen» مصدر است و آخر جمله. دقت کنید: «zum Arzt» یعنی «zu dem Arzt» — حرف اضافهٔ zu همیشه Dativ میگیرد و با dem مخفف میشود.
Können Sie um halb elf kommen?
اینجا können برای خواهش مؤدبانه است، نه توانایی جسمی. چون جمله پرسشی است، فعل به جای اول رفته: Können Sie…؟ ساختار «فعل + فاعل» = پرسش بله/خیر.
Sie dürfen drei Tage nicht arbeiten.
dürfen = اجازه داشتن. «dürfen nicht» یعنی «اجازه ندارید»، یعنی ممنوع است. این را با «müssen nicht» اشتباه نگیرید — پایینتر توضیح داده شده.
Sie sollen viel trinken und viel schlafen.
sollen = توصیه یا دستور کسی دیگر. وقتی پزشک میگوید «Sie sollen…» یعنی «صلاح این است که…». دو فعل مصدر پشت سر هم آمدهاند و هر دو آخر جملهاند.
Darf ich duschen?
پرسش با dürfen: «اجازه دارم…؟» این مؤدبترین راه اجازهگرفتن در آلمانی است. صرف dürfen بیقاعده است: ich darf، du darfst، er darf، wir dürfen.
"Muss ich ins Krankenhaus?" — "Nein, das müssen Sie nicht."
این جفت، مهمترین دام A1 است. müssen nicht = «لازم نیست» (اختیاری است). dürfen nicht = «نباید / اجازه ندارید» (ممنوع). یعنی پزشک گفته بیمارستان لازم نیست، ولی کارکردن ممنوع است. اگر جای این دو را عوض کنید، معنی برعکس میشود.
"Möchten Sie auch etwas gegen den Husten?"
ششمین فعل وجهی: möchten (شکل مؤدبانهٔ mögen). این نرمترین راه پرسیدن است و در مغازه و داروخانه و رستوران همیشه همین به کار میرود. توجه کنید که اینجا فعل اصلی اصلاً نیامده — «möchten Sie etwas?» بهتنهایی کامل است.
Ich weiß. Aber ich will es.
مقایسه کنید: wollen قاطع و شخصی است، ولی möchten مؤدبانه و نرم. رضا «ich will es» میگوید چون تصمیمش را گرفته و میخواهد تأکید کند. اگر به یک غریبه بگویید «ich will…» ممکن است بیادبانه به نظر برسد؛ آنجا «ich möchte…» بگویید.
۳. افعال انعکاسی (reflexive Verben)
Ich fühle mich sehr warm.
فعل «sich fühlen» (احساس کردن) همیشه یک ضمیر انعکاسی میخواهد که با فاعل هماهنگ است: ich fühle mich، du fühlst dich، er fühlt sich. در فارسی چنین چیزی نداریم، پس فارسیزبانها معمولاً این ضمیر را جا میاندازند. «Ich fühle warm» غلط است.
Yalda setzt sich ans Fenster und wartet.
«sich setzen» = نشستن (عمل نشستن). ضمیر انعکاسی «sich» چون فاعل سومشخص است. جالب اینکه فعل بدون sich معنی دیگری دارد: «setzen» یعنی «گذاشتن چیزی».
Ruh dich aus und mach dir keine Sorgen.
دو ضمیر انعکاسی متفاوت در یک جمله! در «ruh dich aus» ضمیر در حالت Akkusativ است. ولی در «mach dir keine Sorgen» ضمیر در حالت Dativ است، چون «keine Sorgen» خودش مفعول مستقیم است. قاعده: اگر جمله از قبل یک مفعول Akkusativ دارد، ضمیر انعکاسی به Dativ میرود.
Zu Hause zieht Yalda ihre Jacke aus und legt sich ins Bett.
«sich legen» = دراز کشیدن. دوباره همان الگو: legt + sich. و «ausziehen» جداشدنی است: zieht … aus.
۴. nicht یا kein؟
Das ist kein Problem.
kein فقط برای منفیکردن اسم است، آن هم وقتی اسم آرتیکل نامعین (ein) دارد یا بیآرتیکل است. «ein Problem» ← «kein Problem». پایانههای kein دقیقاً مثل ein است.
Mach dir keine Sorgen.
«die Sorgen» جمع است و بیآرتیکل آمده، پس منفیاش با keine میشود. دقت کنید: ein جمع ندارد، ولی kein دارد.
Die Praxis ist nicht weit, aber Yalda geht heute nicht zu Fuß.
اینجا هر دو بار nicht آمده، چون داریم صفت (weit) و کل عمل رفتن را منفی میکنیم، نه یک اسم را. قاعدهٔ ساده: اسم ← kein، بقیهٔ چیزها ← nicht.
Ein Mann hustet laut und sagt nichts.
«nichts» را با «nicht» اشتباه نگیرید: nicht یعنی «نـ…» و nichts یعنی «هیچچیز». اینجا یعنی «هیچ نمیگوید».
۵. پرسشسازی: دو نوع سؤال
Bist du krank?
پرسش بله/خیر: فعل به جای اول میرود و فاعل بعدش میآید. در فارسی فقط لحن را عوض میکنیم، ولی در آلمانی حتماً باید ترتیب را عوض کنید.
Was haben Sie denn?
پرسش با کلمهٔ پرسشی (W-Frage): ساختار «کلمهٔ پرسشی + فعل + فاعل». کلمهٔ کوچک «denn» در سؤالها ترجمه نمیشود؛ فقط لحن را نرم و دوستانه میکند.
Wie geht es dir jetzt?
یک عبارت ثابت که فاعل واقعیاش «es» است و شخص در Dativ میآید: dir (دوستانه) یا Ihnen (رسمی). هرگز نگویید «Wie gehst du?» — آن یعنی «چطور راه میروی؟».
۶. افعالی که Dativ میگیرند — قلب حرفزدن دربارهٔ بیماری
Ihr Kopf tut weh und ihr Hals ist trocken.
«wehtun» جداشدنی است: tut … weh. عضوی که درد میکند فاعل است، نه مفعول. یعنی جمله میگوید «سرش درد میکند»، با «der Kopf» بهعنوان فاعل.
Seit gestern tut mir alles weh.
حالا شخص هم اضافه شده و در Dativ آمده: «mir» = به من. الگوی کامل: Mir tut der Kopf weh. اگر بخواهید جمع بگویید، فعل هم جمع میشود: Mir tun die Augen weh. — که در همین داستان هست: «ihre Augen tun weh».
Was fehlt Ihnen denn?
جملهٔ استاندارد پزشک در آلمان. لفظبهلفظ: «چه چیزی به شما کم است؟». فعل «fehlen» هم Dativ میگیرد: Ihnen (رسمی) / dir (دوستانه).
Yalda dankt ihm und legt auf.
«danken» هم Dativ میگیرد: dankt ihm (به او)، نه «dankt ihn». فهرست کوچک ولی حیاتی افعال Dativساز: helfen، danken، gehören، gefallen، antworten، fehlen، wehtun.
Yalda gibt ihr die Gesundheitskarte.
دو مفعول با هم: «ihr» گیرنده است (Dativ) و «die Gesundheitskarte» چیزِ دادهشده (Akkusativ). ترتیب معمول: اول Dativ، بعد Akkusativ.
Ich bringe dir heute Abend eine Suppe.
دقیقاً همان الگو: dir (Dativ) + eine Suppe (Akkusativ). این ساختار برای افعال دادن و آوردن و فرستادن همیشه یکسان است: geben، bringen، schicken، zeigen.
۷. حرفهای اضافهٔ دوحالته (Wechselpräpositionen)
Yalda setzt sich ans Fenster und wartet.
«ans» یعنی «an das» — یعنی Akkusativ، چون حرکت و تغییر جا هست: به سمت پنجره میرود و مینشیند. سؤال کلیدی: «به کجا؟» (wohin؟) ← Akkusativ.
Im Wartezimmer sind schon fünf Personen.
«im» یعنی «in dem» — یعنی Dativ، چون اینجا حرکتی نیست و فقط جای بودن را میگوید. سؤال کلیدی: «کجا؟» (wo؟) ← Dativ. همین یک جفت جمله، کل قاعده را نشان میدهد.
Dann geht sie ins Bad und wäscht ihr Gesicht.
«ins» = «in das» = Akkusativ، چون وارد حمام میشود (حرکت). مقایسه کنید با «im Bad» که یعنی «داخل حمام است».
۸. Genitiv و اسمهای مرکب
Das Zimmer der Ärztin ist klein und sehr sauber.
«der Ärztin» در حالت Genitiv است: «اتاقِ پزشک». برای اسم مؤنث در Genitiv، آرتیکل die به der تبدیل میشود و خود اسم تغییر نمیکند. توجه: der Mann hinter der Kasse هم «der» دارد ولی آنجا Dativ است (بعد از hinter). شکل یکسان، نقش متفاوت.
Bringen Sie bitte Ihre Gesundheitskarte mit.
اسم مرکب: Gesundheit (سلامتی) + Karte (کارت) ← die Gesundheitskarte. قاعده: آرتیکل اسم مرکب همیشه از آخرین جزء گرفته میشود، پس چون «die Karte» است، کل واژه «die» میگیرد.
Ich habe Husten, Schnupfen und Kopfschmerzen.
Kopf (سر) + Schmerzen (دردها) ← die Kopfschmerzen. این واژه همیشه جمع است. همین الگو: Halsschmerzen، Bauchschmerzen، Rückenschmerzen. با همین یک قاعده میتوانید درد هر عضوی را بگویید.
Und hier ist Ihre Krankmeldung für die Arbeit.
krank (مریض) + Meldung (اعلام) ← die Krankmeldung: کاغذی که به کارفرما میدهید. باز هم آرتیکل از جزء آخر آمده است.
۹. جای فعل: وارونگی بعد از قید
Am Montag wacht Yalda sehr früh auf.
جمله با قید زمان شروع شده، پس فاعل به بعد از فعل میرود تا فعل در جای دوم بماند: Am Montag + wacht + Yalda. اگر بنویسید «Am Montag Yalda wacht auf» غلط است.
Nach zwanzig Minuten kommt eine Frau und ruft ihren Namen.
همان قاعده با قید زمان طولانیتر. و در بخش دوم جمله («und ruft…») فاعل تکرار نشده چون همان خانم است.
Sie nimmt den Bus, denn sie ist zu müde.
«denn» (چون) ترتیب جمله را عوض نمیکند: بعد از آن باز هم فاعل + فعل میآید. این تفاوت مهمی با «weil» دارد که در سطح A2 میآموزید و فعل را به آخر میبرد.
Draußen ist es dunkel und der Regen fällt gegen das Fenster.
جمله با «Draußen» شروع شده، پس «es» بعد از فعل آمده. الگوی «es ist + صفت» برای هوا و حالوهوا همیشه به کار میرود: es ist kalt، es ist dunkel، es ist warm.
این داستان را فهمیدید؟ 🎉
با حساب رایگان، همین واژهها را با فلشکارت هوشمند برای همیشه در حافظهتان ثبت کنید.
رایگان شروع کنید


