kaum = بهسختی/تقریباً هیچ؛ «kaum dass» = هنوز … نشده بود که … (همزمانیِ فوری).
دو کاربرد
| ساختار | معنی | مثال |
|---|---|---|
| kaum + فعل | بهسختی/تقریباً نه | Ich kann es kaum glauben. |
| kaum dass … | بهمحضِ اینکه/هنوز…که | Kaum dass er kam, klingelte das Telefon. |
| kaum …, da/so | هنوز نه…که | Kaum war er da, ging das Licht aus. |
مثالها
Ich habe kaum Zeit.
تقریباً وقت ندارم.
💡 kaum = تقریباً هیچ
Kaum dass ich saß, klingelte es.
تازه نشسته بودم که زنگ خورد.
Kaum war sie gegangen, kam er.
هنوز نرفته بود که او آمد.
💡 kaum + وارونگی
Das ist kaum zu glauben.
این بهسختی باورکردنی است.
🧭 کجا و چگونه استفاده کنیم
- kaum بهتنهایی منفیِ تقریبی است («بهسختی/تقریباً هیچ»).
- «kaum dass» یا «kaum …, da/als» همزمانیِ بسیار نزدیکِ دو رویداد را میرساند: تا یکی شد، دیگری هم شد.
⚠️ نکتهها و دامهای رایج
- kaum خودش معنای منفی دارد؛ پس با nicht همراه نمیشود.
✍️
این درس را یاد گرفتید؟ حالا تثبیتش کنید
این درس 9 سؤال تمرینی دارد که بعد از هر پاسخ دلیلش را توضیح میدهد. مثالهای همین درس هم بهصورت خودکار به فلشکارتهای شما اضافه میشوند تا با مرور فاصلهدار در حافظهٔ بلندمدت بمانند.
رایگان · بدون تبلیغ · بدون نیاز به کارت بانکی
