quasi / fast / beinahe (تقریباً)

fast / beinahe / quasi

fast و beinahe «تقریباً»‌اند (نزدیک بود)؛ quasi یعنی «به‌نوعی/عملاً».

تفاوت

کلمهمعنینکته
fastتقریباًرایج‌ترین
beinaheتقریباً (نزدیک بود)اغلب با اتفاقِ منفی
quasiبه‌نوعی/عملاًشبه-، گویی

مثال‌ها

Ich bin fast fertig. تقریباً تمام کرده‌ام.
Ich wäre beinahe gestürzt. نزدیک بود بیفتم. 💡 beinahe + Konjunktiv II
Er ist quasi mein Bruder. او عملاً برادرِ من است. 💡 quasi = به‌نوعی
Das Glas ist fast leer. لیوان تقریباً خالی است.
🧭 کجا و چگونه استفاده کنیم
  • fast و beinahe قابل‌تعویض‌اند؛ beinahe بیشتر با رویدادهای «نزدیک‌بود اتفاق بیفتد» (اغلب با Konjunktiv II) می‌آید.
  • quasi برای «شبه/به‌نوعی/تقریباً معادلِ» به‌کار می‌رود، نه برای کمیتِ عددی.
⚠️ نکته‌ها و دام‌های رایج
  • beinahe/fast + Konjunktiv II برای «نزدیک بود ولی نشد»: Ich hätte fast vergessen.
✍️

این درس را یاد گرفتید؟ حالا تثبیتش کنید

این درس 9 سؤال تمرینی دارد که بعد از هر پاسخ دلیلش را توضیح می‌دهد. مثال‌های همین درس هم به‌صورت خودکار به فلش‌کارت‌های شما اضافه می‌شوند تا با مرور فاصله‌دار در حافظهٔ بلندمدت بمانند.

🚀 رایگان ثبت‌نام کنید حساب دارم، وارد می‌شوم

رایگان · بدون تبلیغ · بدون نیاز به کارت بانکی