ziehen (کشیدن) بیقاعده است و با پیشوندها طیفی از معانی میسازد.
ترکیبها
| فعل | معنی |
|---|---|
| ziehen – zog – gezogen | کشیدن |
| umziehen | اسبابکشی کردن |
| anziehen | پوشیدن |
| ausziehen | درآوردن (لباس)/نقلمکان از |
| erziehen | تربیت کردن |
| beziehen | (خانه) اسبابکشی به / دریافت کردن |
مثالها
Wir ziehen nächsten Monat um.
ماهِ بعد اسبابکشی میکنیم.
💡 umziehen، جداشدنی
Zieh dir eine Jacke an!
یک ژاکت بپوش!
💡 anziehen
Sie erzieht ihre Kinder streng.
او فرزندانش را سختگیرانه تربیت میکند.
💡 erziehen، جدانشدنی
Ich ziehe mich schnell um.
سریع لباس عوض میکنم.
💡 sich umziehen
🧭 کجا و چگونه استفاده کنیم
- um-, an-, aus- پیشوندهای جداشدنیاند؛ er-, be- جدانشدنی.
- umziehen دو معنا دارد: اسبابکشی (خانه) و عوضکردنِ لباس (با sich).
⚠️ نکتهها و دامهای رایج
- Partizipِ ziehen «gezogen» است؛ با پیشوندِ جدانشدنی: erzogen, bezogen.
✍️
این درس را یاد گرفتید؟ حالا تثبیتش کنید
این درس 9 سؤال تمرینی دارد که بعد از هر پاسخ دلیلش را توضیح میدهد. مثالهای همین درس هم بهصورت خودکار به فلشکارتهای شما اضافه میشوند تا با مرور فاصلهدار در حافظهٔ بلندمدت بمانند.
رایگان · بدون تبلیغ · بدون نیاز به کارت بانکی
