بعد از بسیاری افعال، صفتها و اسمها، فعلِ دوم بهشکلِ «zu + مصدر» میآید.
کجا zu لازم است؟
| پس از | مثال |
|---|---|
| افعالِ نظر/قصد | Ich versuche zu schlafen. |
| صفت + sein | Es ist wichtig, pünktlich zu sein. |
| اسمها | Ich habe keine Zeit zu kochen. |
| um…zu (برای اینکه) | Ich lerne, um zu bestehen. |
بدون zu
بعد از افعالِ وجهی و werden و افعالِ حسی/حرکتی (sehen, hören, gehen…) zu نمیآید: Ich kann schwimmen. در افعالِ جداشدنی zu میان پیشوند و ریشه میآید: anzurufen.
مثالها
Ich versuche, früher aufzustehen.
سعی میکنم زودتر بیدار شوم.
💡 جداشدنی ⇒ aufzustehen
Es ist nicht leicht, eine Sprache zu lernen.
یادگیریِ زبان آسان نیست.
Ich habe vergessen, dich anzurufen.
فراموش کردم به تو زنگ بزنم.
Ich gehe in die Stadt, um einzukaufen.
به شهر میروم تا خرید کنم.
💡 um…zu = برای اینکه
🧭 کجا و چگونه استفاده کنیم
- um…zu وقتی بهکار میرود که فاعلِ هر دو بخش یکی باشد؛ در غیر این صورت از damit استفاده کنید.
- بعد از افعالِ وجهی هرگز zu نمیآید.
⚠️ نکتهها و دامهای رایج
- در افعالِ جداشدنی، zu بین پیشوند و فعل مینشیند: einkaufen → einzukaufen.
✍️
این درس را یاد گرفتید؟ حالا تثبیتش کنید
این درس 9 سؤال تمرینی دارد که بعد از هر پاسخ دلیلش را توضیح میدهد. مثالهای همین درس هم بهصورت خودکار به فلشکارتهای شما اضافه میشوند تا با مرور فاصلهدار در حافظهٔ بلندمدت بمانند.
رایگان · بدون تبلیغ · بدون نیاز به کارت بانکی
