← همهٔ داستان‌ها
🧸
🏔️ سطح B2 — بالای میانی

Ein Platz für Mina

جایی برای مینا

⏱ 14 دقیقه خواندن 💬 97 جمله 📝 1240 واژه
Ein Platz für Mina — جایی برای مینا
🔊 روی بلندگوی کنار هر جمله بزنید تا تلفظ را بشنوید · 🔖 روی نشانه بزنید تا دفعهٔ بعد از همان‌جا ادامه بدهید.

Ein Platz für Mina — جایی برای مینا

۱. تصمیم تازه

Als ich eine neue Stelle in der Stadtverwaltung annehme, müssen Reza und ich unseren Alltag neu planen.

وقتی شغل تازه‌ای در ادارهٔ شهر می‌پذیرم، من و رضا باید برنامهٔ زندگی روزمره‌مان را از نو تنظیم کنیم.

Unsere Tochter Mina soll im Herbst mit der Betreuung beginnen.

دخترمان مینا قرار است پاییز نگه‌داری روزانه را شروع کند.

Bisher haben wir uns abgewechselt, doch mit meinen neuen Arbeitszeiten wird das schwieriger.

تا حالا نوبتی از او مراقبت کرده‌ایم، اما با ساعت‌های کاری جدید من این کار دشوارتر می‌شود.

Wir wünschen uns einen Ort, an dem Mina spielen, sprechen und andere Kinder kennenlernen kann.

جایی می‌خواهیم که مینا در آن بازی کند، حرف بزند و با بچه‌های دیگر آشنا شود.

Reza meint, dass wir früh anfangen sollten, uns nach einem Betreuungsplatz zu erkundigen.

رضا می‌گوید بهتر است زودتر جست‌وجو برای پیدا کردن جای نگه‌داری را شروع کنیم.

Ich wusste, dass man sich anmelden muss, aber ich kannte den Ablauf noch nicht.

می‌دانستم باید ثبت‌نام کنیم، اما هنوز با روند کار آشنا نبودم.

Also sammle ich zunächst Informationen über die Einrichtungen in unserer Nähe.

پس اول اطلاعات مهدهای نزدیک خانه‌مان را جمع می‌کنم.

Dabei merke ich, dass nicht jede Einrichtung dieselben Zeiten und Angebote hat.

در همین جست‌وجو متوجه می‌شوم که ساعت‌ها و برنامه‌های همهٔ مهدها یکسان نیست.

Wir wollen nicht einfach den ersten freien Platz nehmen, sondern eine passende Lösung finden.

نمی‌خواهیم همین‌طور اولین جای خالی را بپذیریم، بلکه دنبال راه‌حلی مناسب هستیم.

برای پیدا کردن مهد در آلمان، فقط فاصلهٔ خانه را در نظر نگیرید. ساعت‌های بازبودن، برنامهٔ روزانه و تناسب آن با زمان رفت‌وآمد و کار والدین هم اهمیت دارند.

۲. جست‌وجو و ثبت‌نام

Auf der Internetseite der Stadt finde ich eine Liste mit mehreren Einrichtungen.

در وب‌سایت شهر فهرستی از چند مهد پیدا می‌کنم.

Zu jedem Ort gibt es Angaben zur Lage, zu den Öffnungszeiten und zum pädagogischen Konzept.

برای هر مهد اطلاعاتی دربارهٔ محل، ساعت‌های بازبودن و روش آموزشی آن درج شده است.

Ich schreibe drei Einrichtungen auf, die mit dem Bus gut zu erreichen sind.

نام سه مهد را می‌نویسم که با اتوبوس به‌راحتی می‌شود به آن‌ها رسید.

Bei einer Einrichtung steht, dass die Anmeldung über ein Online-Formular erfolgt.

دربارهٔ یکی از مهدها نوشته شده است که ثبت‌نام از طریق فرم اینترنتی انجام می‌شود.

Dort tragen wir unsere Kontaktdaten, Minas Geburtsdatum und den gewünschten Beginn ein.

در آن فرم اطلاعات تماس، تاریخ تولد مینا و زمان دلخواهمان برای شروع را وارد می‌کنیم.

Außerdem geben wir an, an welchen Tagen und für wie viele Stunden wir Betreuung brauchen.

همچنین مشخص می‌کنیم چه روزهایی و برای چند ساعت به نگه‌داری نیاز داریم.

Bevor ich das Formular abschicke, prüfe ich jede Angabe noch einmal.

پیش از فرستادن فرم، همهٔ اطلاعات را یک‌بار دیگر بررسی می‌کنم.

Eine automatische Nachricht bestätigt, dass unsere Anmeldung eingegangen ist.

پیامی خودکار تأیید می‌کند که ثبت‌نام ما به دست مهد رسیده است.

Das bedeutet allerdings noch nicht, dass Mina schon einen Platz bekommen hat.

البته این پیام هنوز به این معنی نیست که مینا حتماً جای خالی گرفته است.

در ثبت‌نام اینترنتی، پیام دریافت فرم را با تأیید قطعیِ پذیرش اشتباه نگیرید. نسخهٔ فرم و پیام تأیید را نگه دارید تا هنگام پیگیری، تاریخ و اطلاعات درخواست را داشته باشید.

۳. فهرست انتظار

Zwei Wochen später rufe ich bei der Einrichtung an, weil ich noch keine persönliche Antwort erhalten habe.

دو هفته بعد به مهد تلفن می‌کنم، چون هنوز پاسخ مستقیمی نگرفته‌ام.

Die Mitarbeiterin erklärt, dass Mina auf der Warteliste steht.

کارمند توضیح می‌دهد که مینا در فهرست انتظار قرار دارد.

Sie könne noch nicht sagen, wann ein Platz frei werde.

او می‌گوید هنوز نمی‌تواند بگوید چه زمانی جایی خالی خواهد شد.

Ich frage, ob wir uns zusätzlich bei anderen Einrichtungen anmelden dürfen.

می‌پرسم آیا می‌توانیم هم‌زمان در مهدهای دیگر هم ثبت‌نام کنیم.

Das sei möglich, solange wir jede Einrichtung über unsere Entscheidung informieren würden.

او می‌گوید این کار ممکن است، به‌شرط آنکه هر مهدی را از تصمیم نهایی‌مان باخبر کنیم.

Ich bedanke mich für die Auskunft und notiere den Namen der Mitarbeiterin.

از او بابت راهنمایی تشکر می‌کنم و نامش را یادداشت می‌کنم.

Danach melde ich Mina bei zwei weiteren Einrichtungen an.

بعد از آن مینا را در دو مهد دیگر ثبت‌نام می‌کنم.

Reza schlägt vor, eine Tabelle mit den Kontakten und den nächsten Schritten anzulegen.

رضا پیشنهاد می‌دهد جدولی برای اطلاعات تماس و قدم‌های بعدی درست کنیم.

So behalten wir den Überblick, ohne bei jeder Einrichtung dieselben Fragen erneut stellen zu müssen.

این‌طوری، بدون اینکه مجبور شویم در هر مهد سؤال‌های تکراری بپرسیم، پیگیر کارها می‌مانیم.

۴. تماس از مهد

Anfang Juni meldet sich Frau Schneider aus einer der Einrichtungen.

اوایل ژوئن خانم اشنایدر از یکی از مهدها با ما تماس می‌گیرد.

Sie lädt uns zu einem Gespräch und zu einem kurzen Besuch ein.

او ما را به گفت‌وگو و بازدیدی کوتاه دعوت می‌کند.

Wir sollen Mina mitbringen, damit sie den Gruppenraum und den Garten sehen kann.

قرار است مینا را هم ببریم تا اتاق گروه و حیاط را ببیند.

Ich frage, ob wir unsere Fragen vorher schicken können.

می‌پرسم آیا می‌توانیم پرسش‌هایمان را از قبل بفرستیم.

Frau Schneider sagt, das sei hilfreich, weil sie dann die passenden Informationen bereitlegen könne.

خانم اشنایدر می‌گوید این کار مفید است، چون در آن صورت می‌تواند اطلاعات مناسب را آماده کند.

Am Abend schreiben Reza und ich auf, was wir über den Tagesablauf wissen möchten.

عصر من و رضا می‌نویسیم که دربارهٔ برنامهٔ روزانه چه چیزهایی می‌خواهیم بدانیم.

Wir fragen nach den Mahlzeiten, den Ruhezeiten und danach, wie die Kinder draußen spielen.

دربارهٔ وعده‌های غذایی، زمان استراحت و بازی بچه‌ها در فضای باز می‌پرسیم.

Außerdem möchten wir wissen, wie die Einrichtung mit mehreren Sprachen in einer Gruppe umgeht.

همچنین می‌خواهیم بدانیم مهد با وجود چند زبان در یک گروه چطور برخورد می‌کند.

Ich bin etwas nervös, aber ich freue mich auch darauf, den Ort kennenzulernen.

کمی مضطربم، اما برای آشناشدن با آنجا هم هیجان دارم.

برای بازدید، چند پرسش واقعی از نیازهای فرزندتان آماده کنید؛ مثلاً دربارهٔ غذا، خواب، بازی بیرون و ارتباط با خانواده. پاسخ‌ها را یادداشت کنید تا بتوانید مهدها را با معیارهای یکسان مقایسه کنید.

۵. بازدید از مهد

Am vereinbarten Vormittag begrüßt uns Frau Schneider am Eingang.

صبحِ روزی که قرار گذاشته‌ایم، خانم اشنایدر جلوی ورودی به استقبالمان می‌آید.

Mina hält meine Hand fest und schaut sich erst einmal vorsichtig um.

مینا دستم را محکم می‌گیرد و اول بااحتیاط اطراف را نگاه می‌کند.

Im Gruppenraum spielen einige Kinder, während eine Erzieherin ein Bilderbuch vorliest.

در اتاق گروه چند کودک بازی می‌کنند و مربی‌ای برایشان کتاب تصویری می‌خواند.

Frau Schneider erklärt, dass die Kinder den Tag in einer festen Gruppe verbringen.

خانم اشنایدر توضیح می‌دهد که بچه‌ها روز را در یک گروه ثابت می‌گذرانند.

Wenn das Wetter es zulässt, gehen sie nach dem Frühstück in den Garten.

اگر هوا اجازه بدهد، بعد از صبحانه به حیاط می‌روند.

Ich frage, ob wir Minas Essen mitbringen müssen, falls sie etwas nicht verträgt.

می‌پرسم اگر مینا غذایی را نتواند بخورد، آیا باید غذایش را از خانه بیاوریم.

Die Erzieherin antwortet, dass wir mögliche Unverträglichkeiten im Aufnahmegespräch besprechen sollten.

مربی پاسخ می‌دهد که بهتر است حساسیت‌های غذایی احتمالی را در گفت‌وگوی پذیرش مطرح کنیم.

Reza möchte wissen, wer uns informiert, wenn Mina krank wird oder früher abgeholt werden muss.

رضا می‌خواهد بداند اگر مینا بیمار شود یا لازم باشد زودتر دنبالش برویم، چه کسی به ما خبر می‌دهد.

Auf dem Rückweg erzählt Mina, dass ihr besonders die Bausteine gefallen haben.

در راه بازگشت، مینا تعریف می‌کند که از همه بیشتر از قطعه‌های ساختنی خوشش آمده است.

۶. انتخاب و هزینه‌ها

Eine Woche später erhalten wir eine Nachricht mit einem möglichen Platz ab September.

یک هفته بعد، پیامی دریافت می‌کنیم که از امکان خالی‌شدن یک جا از ماه سپتامبر خبر می‌دهد.

Die Zeiten passen zu meiner Arbeit, allerdings müssen wir die tägliche Fahrt mit einplanen.

ساعت‌ها با برنامهٔ کاری من جور هستند، اما باید رفت‌وآمد روزانه را هم در نظر بگیریم.

Wir vereinbaren einen zweiten Termin, bei dem auch der Vertrag und die Kosten erklärt werden.

قرار دومی می‌گذاریم که در آن قرارداد و هزینه‌ها هم توضیح داده شوند.

Frau Schneider sagt, dass die Höhe des Beitrags von den Regeln der Stadt abhängen könne.

خانم اشنایدر می‌گوید میزان هزینه ممکن است به مقررات شهر بستگی داشته باشد.

Sie zeigt uns, welche Kosten in unserem Fall entstehen und welche Unterlagen noch fehlen.

او نشانمان می‌دهد در مورد ما چه هزینه‌هایی وجود دارد و چه مدارکی هنوز کم است.

Reza und ich lesen den Vertrag in Ruhe durch, bevor wir etwas unterschreiben.

من و رضا پیش از امضای هر چیزی، قرارداد را با آرامش می‌خوانیم.

Wir prüfen besonders die Betreuungszeiten, die Abholregelung und die Kündigungsfrist.

به‌ویژه ساعت‌های نگه‌داری، مقررات تحویل‌گرفتن کودک و مهلت فسخ را بررسی می‌کنیم.

Wenn eine Formulierung unklar ist, bitten wir um eine Erklärung.

اگر عبارتی روشن نباشد، درخواست می‌کنیم آن را برایمان توضیح دهند.

Erst als alle offenen Punkte geklärt sind, unterschreiben wir die Unterlagen.

وقتی همهٔ موارد مبهم روشن می‌شوند، مدارک را امضا می‌کنیم.

۷. آشنایی پیش از شروع

Im August beginnt die Eingewöhnung, also die schrittweise Zeit, in der Mina die neue Umgebung kennenlernt.

در ماه اوت دورهٔ عادت‌کردن مینا شروع می‌شود؛ یعنی زمانی تدریجی که او در آن با محیط تازه آشنا می‌شود.

Am ersten Tag bleiben wir nur eine kurze Zeit im Gruppenraum.

روز اول فقط مدت کوتاهی در اتاق گروه می‌مانیم.

Eine Erzieherin zeigt Mina, wo ihre Jacke hängt und wo sie ihre Sachen ablegen kann.

مربی به مینا نشان می‌دهد کاپشنش را کجا آویزان کند و وسایلش را کجا بگذارد.

Ich bleibe in ihrer Nähe, ohne sie zum Spielen zu drängen.

نزدیکش می‌مانم، بی‌آنکه مجبورش کنم بازی کند.

Am zweiten Tag nimmt Mina selbst ein Bilderbuch aus dem Regal.

روز دوم، مینا خودش کتاب تصویری‌ای از قفسه برمی‌دارد.

Die Erzieherin beobachtet sie aufmerksam und wartet, bis Mina von sich aus Kontakt aufnimmt.

مربی با دقت او را زیر نظر می‌گیرد و صبر می‌کند تا مینا خودش ارتباط برقرار کند.

Wir besprechen gemeinsam, wie Mina reagiert und wann ein erster kurzer Abschied sinnvoll wäre.

با هم دربارهٔ واکنش مینا و زمان مناسب برای نخستین جدایی کوتاه گفت‌وگو می‌کنیم.

Dabei wird deutlich, dass jedes Kind unterschiedlich viel Zeit braucht.

در این گفت‌وگو روشن می‌شود که هر کودکی به زمان متفاوتی نیاز دارد.

Ich finde es beruhigend, dass wir den nächsten Schritt nicht nach einem festen Kalender machen müssen.

خیالم راحت می‌شود که مجبور نیستیم قدم بعدی را طبق یک تقویم ثابت برداریم.

«Eingewöhnung» در این داستان به دورهٔ آشنایی تدریجی کودک با مهد اشاره دارد. دربارهٔ مدت و شیوهٔ آن از خودِ مهد سؤال کنید؛ برنامهٔ دقیق ممکن است از یک مرکز به مرکز دیگر فرق کند.

۸. نخستین جدایی کوتاه

Nach einigen Besuchen schlägt die Erzieherin vor, dass ich für wenige Minuten vor die Tür gehe.

پس از چند بار رفتن به مهد، مربی پیشنهاد می‌دهد چند دقیقه پشت در منتظر بمانم.

Mina wirkt neugierig, doch als sie merkt, dass ich hinausgehe, beginnt sie zu weinen.

مینا کنجکاو به نظر می‌رسد، اما وقتی متوجه می‌شود بیرون می‌روم، شروع به گریه می‌کند.

Ich kehre zurück, sobald die Erzieherin mich darum bittet.

به‌محض اینکه مربی از من می‌خواهد، برمی‌گردم.

Sie erklärt, dass wir die Trennung heute nicht verlängern sollten.

او توضیح می‌دهد که امروز نباید مدت جدایی را بیشتر کنیم.

Mina beruhigt sich nach einer Weile auf meinem Arm.

مینا پس از مدتی در آغوشم آرام می‌شود.

Die Erzieherin hält fest, wie lange Mina gebraucht hat, bis sie sich sicher fühlte.

مربی یادداشت می‌کند که مینا چقدر زمان لازم داشت تا احساس امنیت کند.

Wir vereinbaren, es am nächsten Tag erneut zu versuchen, aber nur, wenn Mina bereit dazu ist.

قرار می‌گذاریم روز بعد دوباره امتحان کنیم، اما فقط اگر مینا آمادگی داشته باشد.

Auf dem Heimweg mache ich mir Sorgen, ob sie sich an die neue Situation gewöhnen wird.

در راه خانه نگران می‌شوم که آیا مینا به موقعیت تازه عادت خواهد کرد یا نه.

Reza erinnert mich daran, dass ein schwieriger erster Versuch noch nichts über die nächsten Wochen aussagt.

رضا یادآوری می‌کند که یک تلاش دشوار در روز اول، چیزی دربارهٔ هفته‌های بعد ثابت نمی‌کند.

۹. هماهنگی با محل کار

In den ersten Tagen bitte ich meine Vorgesetzte darum, etwas später anfangen zu dürfen.

در روزهای اول از سرپرستم درخواست می‌کنم اجازه دهد کمی دیرتر کارم را شروع کنم.

Ich erkläre, dass sich Minas Eingewöhnung noch nicht genau planen lässt.

توضیح می‌دهم که هنوز نمی‌شود زمان‌بندی دورهٔ عادت‌کردن مینا را دقیق پیش‌بینی کرد.

Meine Vorgesetzte sagt, ich solle die Zeiten wöchentlich mit ihr abstimmen.

سرپرستم می‌گوید بهتر است ساعت‌ها را هر هفته با او هماهنگ کنم.

Das hilft mir, sowohl meine Aufgaben als auch die Betreuung verlässlich zu planen.

این کمک می‌کند هم وظایف کاری‌ام و هم نگه‌داری مینا را قابل‌اعتماد برنامه‌ریزی کنم.

Wenn ein Termin im Betrieb ansteht, bespreche ich frühzeitig, ob ich an diesem Tag länger bleiben kann.

اگر در محل کار جلسه‌ای در پیش باشد، از قبل صحبت می‌کنم که آیا آن روز می‌توانم بیشتر بمانم یا نه.

Reza übernimmt an solchen Tagen die Abholung, sofern sein eigener Termin es zulässt.

رضا در چنین روزهایی مینا را تحویل می‌گیرد، به‌شرط آنکه برنامهٔ خودش اجازه بدهد.

Wir halten unsere Absprachen im Kalender fest, damit es später keine Missverständnisse gibt.

توافق‌هایمان را در تقویم ثبت می‌کنیم تا بعداً سوءتفاهمی پیش نیاید.

So merken wir, welche Lösung für unsere Familie tatsächlich funktioniert.

این‌طوری متوجه می‌شویم کدام راه‌حل در عمل برای خانوادهٔ ما جواب می‌دهد.

۱۰. روزی که مینا می‌ماند

In der dritten Woche verabschiedet Mina sich von mir und geht mit der Erzieherin in den Gruppenraum.

در هفتهٔ سوم، مینا با من خداحافظی می‌کند و همراه مربی به اتاق گروه می‌رود.

Ich warte draußen und lasse mein Telefon eingeschaltet.

بیرون منتظر می‌مانم و تلفنم را روشن نگه می‌دارم.

Nach einer halben Stunde ruft mich niemand an.

پس از نیم ساعت کسی با من تماس نمی‌گیرد.

Als ich Mina abhole, zeigt sie mir ein Bild, das sie mit den anderen Kindern gemalt hat.

وقتی دنبال مینا می‌روم، نقاشی‌ای را نشانم می‌دهد که با بچه‌های دیگر کشیده است.

Die Erzieherin berichtet, dass Mina zuerst still war, später aber mitgespielt hat.

مربی گزارش می‌دهد که مینا اول ساکت بوده، اما بعد با دیگران بازی کرده است.

Sie empfiehlt, die Betreuungszeit erst dann zu verlängern, wenn Mina sich weiterhin wohlfühlt.

او توصیه می‌کند مدت نگه‌داری را فقط وقتی بیشتر کنیم که مینا همچنان احساس راحتی کند.

Ich stimme zu, weil wir keinen Grund haben, den Ablauf zu beschleunigen.

موافقم، چون دلیلی نداریم که روند را سریع‌تر کنیم.

Zu Hause erzählt Mina Reza von den Spielsachen und von einem neuen Freund.

مینا در خانه از اسباب‌بازی‌ها و دوست تازه‌ای برای رضا تعریف می‌کند.

Ich höre ihr zu und merke, dass auch ich mich langsam sicherer fühle.

به حرف‌هایش گوش می‌دهم و متوجه می‌شوم که خودم هم کم‌کم احساس اطمینان بیشتری می‌کنم.

در دورهٔ سازگاری، واکنش کودک را با مربی در میان بگذارید و دربارهٔ قدم بعدی با هم تصمیم بگیرید. شروع موفق برای هر کودک یکسان نیست و نباید آن را با برنامهٔ خانواده‌ای دیگر سنجید.

۱۱. نتیجه

Einige Wochen später bleibt Mina bis zum Nachmittag in der Einrichtung.

چند هفته بعد، مینا تا بعدازظهر در مهد می‌ماند.

Wir haben gelernt, dass ein Betreuungsplatz nicht nur eine organisatorische Lösung ist.

یاد گرفته‌ایم که جای نگه‌داری فقط یک راه‌حل برای تنظیم برنامهٔ روزانه نیست.

Er ist ein Ort, an dem Mina Beziehungen aufbaut und jeden Tag neue Dinge entdeckt.

این جایی است که مینا در آن رابطه‌هایی تازه می‌سازد و هر روز چیزهای جدیدی کشف می‌کند.

Für uns war es wichtig, Fragen zu stellen, Informationen festzuhalten und uns Zeit zu nehmen.

برای ما مهم بود که سؤال بپرسیم، اطلاعات را ثبت کنیم و به خودمان زمان بدهیم.

Reza sagt, wir hätten nicht alles vorher wissen müssen, solange wir bereit waren, Schritt für Schritt dazuzulernen.

رضا می‌گوید لازم نبوده همه‌چیز را از قبل بدانیم، همین که آماده بوده‌ایم قدم‌به‌قدم یاد بگیریم کافی بوده است.

Ich denke an den ersten Anruf zurück und lächle über meine damalige Unsicherheit.

به نخستین تماس تلفنی فکر می‌کنم و به سردرگمی آن روزها لبخند می‌زنم.

Heute weiß ich, an wen ich mich wenden kann, wenn wir eine Frage zur Betreuung haben.

حالا می‌دانم اگر دربارهٔ نگه‌داری کودک پرسشی داشته باشیم، باید به چه کسی مراجعه کنم.

Und Mina läuft am nächsten Morgen schon selbst bis zur Tür ihrer Gruppe.

صبح روز بعد، مینا خودش تا درِ گروهش می‌دود.

جزئیاتی مثل مراحل ثبت‌نام، هزینه‌ها و شیوهٔ آشنایی کودک می‌تواند با شهر و مهد فرق داشته باشد. داستان راهنمای گفت‌وگو و پرسیدن سؤال‌های درست است، نه وعدهٔ یک روند یکسان در همه‌جا.

🔍 تحلیل گرامری جمله‌های مهم

در این داستان، یلدا و رضا برای پیدا کردن مهد و همراهی مینا در هفته‌های نخست، اطلاعات جمع می‌کنند، سؤال می‌پرسند و تصمیم‌هایشان را با محل کار هماهنگ می‌کنند. نکته‌های گرامری از خود متن انتخاب شده‌اند و ترتیبشان از جست‌وجو تا نتیجه پیش می‌رود.

۱. جملهٔ وابسته با als و wenn

Als ich eine neue Stelle in der Stadtverwaltung annehme, müssen Reza und ich unseren Alltag neu planen.

Dabei wird deutlich, dass jedes Kind unterschiedlich viel Zeit braucht.

Wenn ein Termin im Betrieb ansteht, bespreche ich frühzeitig, ob ich an diesem Tag länger bleiben kann.

«als» برای یک رویداد مشخص در گذشته به کار می‌رود؛ در جملهٔ اول، فعل «annehme» در پایان بند وابسته آمده است. جملهٔ دوم در اصل «dass»-بند است و فعل «braucht» را در انتها دارد. «wenn» می‌تواند شرط یا زمان تکرارشونده را نشان دهد؛ اینجا موقعیتی احتمالی را بیان می‌کند. در هر سه مورد، فعل صرف‌شدهٔ بند وابسته در پایان می‌آید. فارسی‌زبان‌ها گاهی در جملهٔ چندبخشی، جایگاه فعل را با ترتیب فارسی می‌سازند؛ فعل آلمانی را تا پایان بند وابسته نگه دارید.

۲. جملهٔ موصولی و جایگاه فعل

Wir wünschen uns einen Ort, an dem Mina spielen, sprechen und andere Kinder kennenlernen kann.

Sie lädt uns zu einem Gespräch und zu einem kurzen Besuch ein.

Als ich Mina abhole, zeigt sie mir ein Bild, das sie mit den anderen Kindern gemalt hat.

«an dem» به «Ort» برمی‌گردد و با حرف اضافهٔ «an» و ضمیر موصولی Dativ ساخته شده؛ «spielen، sprechen، kennenlernen» مصدرهای وابسته به «kann» هستند. در جملهٔ سوم، «das» به «Bild» برمی‌گردد و مفعول فعل «gemalt hat» است؛ فعل صرف‌شدهٔ «hat» در پایان بند موصولی قرار می‌گیرد. «lädt … ein» فعل جداشدنی «einladen» است: بخش صرف‌شده در جایگاه دوم و پیشوند «ein» در پایان جملهٔ اصلی آمده است.

۳. افعال انعکاسی با حرف اضافه

Reza meint, dass wir früh anfangen sollten, uns nach einem Betreuungsplatz zu erkundigen.

Ich wusste, dass man sich anmelden muss, aber ich kannte den Ablauf noch nicht.

Heute weiß ich, an wen ich mich wenden kann, wenn wir eine Frage zur Betreuung haben.

«sich nach etwas erkundigen» یعنی دربارهٔ چیزی پرس‌وجوکردن؛ «nach» در این کاربرد Dativ می‌گیرد: «nach einem Betreuungsplatz». «sich anmelden» یعنی ثبت‌نام‌کردن؛ ضمیر انعکاسی با فاعل «man» به شکل «sich» می‌آید. «sich an jemanden wenden» یعنی به کسی مراجعه‌کردن؛ در جملهٔ سوم، «an wen» پرسش غیرمستقیم را معرفی می‌کند و فعل مصدر «wenden» پیش از فعل وجهی «kann» آمده است.

۴. مصدر با zu و فعل جداشدنی

Reza schlägt vor, eine Tabelle mit den Kontakten und den nächsten Schritten anzulegen.

Ich bleibe in ihrer Nähe, ohne sie zum Spielen zu drängen.

Ich finde es beruhigend, dass wir den nächsten Schritt nicht nach einem festen Kalender machen müssen.

پس از «vorschlagen»، هدف یا پیشنهاد می‌تواند با مصدر بیاید. در فعل جداشدنی «anlegen»، «zu» میان پیشوند و فعل قرار می‌گیرد: «anzulegen». در «ohne … zu drängen»، ساختار «ohne … zu» کاری را بیان می‌کند که انجام نمی‌شود؛ «zum Spielen» صورت کوتاه «zu dem Spielen» و مصدر اسم‌شده در Dativ است. مثال سوم با فعل وجهی «müssen» آمده و مصدر «machen» در پایان قرار می‌گیرد.

۵. جملهٔ شرطی با falls و solange

Das sei möglich, solange wir jede Einrichtung über unsere Entscheidung informieren würden.

Ich frage, ob wir Minas Essen mitbringen müssen, falls sie etwas nicht verträgt.

Wenn eine Formulierung unklar ist, bitten wir um eine Erklärung.

«solange» شرطی را بیان می‌کند که باید در تمام مدت برقرار باشد. «falls» شرط احتمالی است: اگر مینا غذایی را تحمل نکند. «wenn» نیز می‌تواند شرط عمومی را معرفی کند. در هر سه جمله، فعل صرف‌شدهٔ بند وابسته در پایان قرار می‌گیرد. «über» در معنی «دربارهٔ چیزی باخبرکردن» مفعول Akkusativ می‌گیرد: «über unsere Entscheidung»؛ «um eine Erklärung bitten» هم ترکیب فعلی است و «um» با Akkusativ می‌آید.

۶. Konjunktiv I در گزارش گفتهٔ دیگران

Sie könne noch nicht sagen, wann ein Platz frei werde.

Das sei möglich, solange wir jede Einrichtung über unsere Entscheidung informieren würden.

Frau Schneider sagt, dass die Höhe des Beitrags von den Regeln der Stadt abhängen könne.

«könne»، «werde» و «sei» صورت‌های Konjunktiv I هستند و در این متن برای بازگویی گفتهٔ دیگران استفاده می‌شوند. اگر صورت Konjunktiv I با زمان حال Indikativ یکسان یا مبهم باشد، ممکن است Konjunktiv II جای آن را بگیرد؛ «würden» در مثال دوم همین نقش را دارد. «abhängen von» به معنی وابسته‌بودن به چیزی است؛ «von» در این کاربرد Dativ می‌گیرد: «von den Regeln».

۷. مجهول با فعل وجهی

Bei einer Einrichtung steht, dass die Anmeldung über ein Online-Formular erfolgt.

Außerdem geben wir an, an welchen Tagen und für wie viele Stunden wir Betreuung brauchen.

Wir vereinbaren einen zweiten Termin, bei dem auch der Vertrag und die Kosten erklärt werden.

در جملهٔ سوم، تمرکز بر توضیح‌داده‌شدن قرارداد و هزینه‌هاست، نه شخص توضیح‌دهنده؛ بنابراین از مجهول استفاده شده است: «werden erklärt». اگر لازم باشد امکان یا الزام را اضافه کنیم، فعل وجهی پس از مصدر مجهول می‌آید: «Der Vertrag muss erklärt werden». در دو مثال اول، «erfolgt» و «geben … an» جمله‌های معلوم‌اند؛ «angeben» جداشدنی است و «an» به پایان جملهٔ اصلی می‌رود.

۸. حرف اضافهٔ trotz و حالت Genitiv

Trotz meiner neuen Arbeitszeiten möchte ich eine passende Lösung finden.

Trotz der langen Wartezeit rufe ich bei der Einrichtung an.

Wegen des möglichen Beginns im Herbst prüfen wir die Unterlagen sofort.

«trotz» و «wegen» در زبان رسمی معمولاً با Genitiv می‌آیند. در «meiner neuen Arbeitszeiten»، اسم جمع در Genitiv است؛ در «der langen Wartezeit» نیز نشانهٔ حالت در آرتیکل و صفت دیده می‌شود. «des möglichen Beginns» هم مذکر Genitiv است و اسم «Beginn» پایانهٔ «-s» گرفته است. در گفت‌وگوی روزمره ممکن است «trotz» با Dativ شنیده شود، اما در نوشتار رسمی Genitiv انتخاب مناسب‌تری است.

۹. هماهنگ‌کردن دو بخش با sowohl … als auch

Das hilft mir, sowohl meine Aufgaben als auch die Betreuung verlässlich zu planen.

Wir wollen nicht einfach den ersten freien Platz nehmen, sondern eine passende Lösung finden.

Wir halten unsere Absprachen im Kalender fest, damit es später keine Missverständnisse gibt.

«sowohl … als auch» دو بخش هم‌ارزش را به هم پیوند می‌دهد؛ در اینجا هر دو مفعولِ مصدر «planen» هستند: «meine Aufgaben» و «die Betreuung». «nicht … sondern» اصلاح یا جایگزینی را نشان می‌دهد: نه نخستین جای خالی، بلکه راه‌حل مناسب. «damit» هدف را بیان می‌کند و در جملهٔ وابسته فعل «gibt» به پایان می‌رود.

۱۰. عبارت متناسب با je … desto

Je genauer meine Angaben sind, desto leichter lässt sich die Abrechnung prüfen.

Dabei wird deutlich, dass jedes Kind unterschiedlich viel Zeit braucht.

Wir besprechen gemeinsam, wie Mina reagiert und wann ein erster kurzer Abschied sinnvoll wäre.

در «je … desto»، دو تغییر به هم وابسته‌اند: هرچه اطلاعات دقیق‌تر باشد، بررسی آسان‌تر می‌شود. در بخش «je»، فعل صرف‌شدهٔ «sind» در پایان بند می‌آید؛ بخش «desto» جملهٔ اصلی است و فعل «lässt» پس از قید قرار گرفته است. «sich prüfen lassen» ساختاری است به معنی «قابل‌بررسی‌بودن». در مثال سوم، دو پرسش غیرمستقیم با «wie» و «wann» به یک فعل («besprechen») وابسته شده‌اند؛ «reagiert» و «wäre» در پایان هر بند می‌آیند.

جمع‌بندی

سه نکتهٔ کلیدی:

  • در جمله‌های وابسته با «als»، «wenn»، «falls»، «solange»، «dass» و جملهٔ موصولی، فعل صرف‌شده در پایان بند می‌آید.
  • برای پیگیری ثبت‌نام، پرسش دقیق بپرسید و پاسخ، تاریخ و قدم بعدی را یادداشت کنید.
  • در روند آشنایی کودک با مهد، دربارهٔ مراحل و زمان‌بندی همان مرکز سؤال کنید؛ تجربهٔ هر کودک می‌تواند متفاوت باشد.

تمرین: یک ایمیل کوتاه به مهد بنویسید و دربارهٔ بازدید، ساعت‌های نگه‌داری و مدارک لازم بپرسید. در متن از «Könnten Sie mir bitte mitteilen …?» و یک جملهٔ شرطی با «Falls …» استفاده کنید.

این داستان را فهمیدید؟ 🎉

با حساب رایگان، همین واژه‌ها را با فلش‌کارت هوشمند برای همیشه در حافظه‌تان ثبت کنید.

رایگان شروع کنید

داستان‌های دیگر سطح B2

Die fehlenden Stunden
🧾 🏔️ B2

Die fehlenden Stunden

ساعت‌های ثبت‌نشده

Der verpasste Anschluss
🚆 🏔️ B2

Der verpasste Anschluss

قطاری که از دست رفت

Die Stimme im Betrieb
📣 🏔️ B2

Die Stimme im Betrieb

صدای کارکنان