← همهٔ داستان‌ها
🧾
🏔️ سطح B2 — بالای میانی

Die fehlenden Stunden

ساعت‌های ثبت‌نشده

⏱ 12 دقیقه خواندن 💬 80 جمله 📝 1040 واژه
Die fehlenden Stunden — ساعت‌های ثبت‌نشده
🔊 روی بلندگوی کنار هر جمله بزنید تا تلفظ را بشنوید · 🔖 روی نشانه بزنید تا دفعهٔ بعد از همان‌جا ادامه بدهید.

Die fehlenden Stunden — ساعت‌های ثبت‌نشده

۱. فیش حقوقی

Am Monatsende öffne ich wie immer die Abrechnung, die mir die Personalabteilung per E-Mail geschickt hat.

آخر ماه، مثل همیشه، فیش حقوقی‌ای را باز می‌کنم که بخش کارکنان با ایمیل برایم فرستاده است.

Zuerst prüfe ich den Betrag, der auf meinem Konto angekommen ist.

اول مبلغی را بررسی می‌کنم که به حسابم واریز شده است.

Er ist niedriger, als ich erwartet hatte.

این مبلغ از چیزی که انتظار داشتم کمتر است.

Ich vergleiche die Abrechnung mit meinen Notizen und entdecke einen Unterschied.

فیش را با یادداشت‌هایم مقایسه می‌کنم و متوجه اختلافی می‌شوم.

Im letzten Monat habe ich an zwei Samstagen gearbeitet, aber in der Übersicht stehen diese Stunden nicht.

ماه گذشته دو شنبه کار کرده‌ام، اما این ساعت‌ها در جدول خلاصه ثبت نشده‌اند.

Vielleicht habe ich einen Fehler gemacht, denke ich, bevor ich jemandem schreibe.

پیش از آنکه به کسی پیام بدهم، با خودم فکر می‌کنم شاید خودم اشتباه کرده باشم.

Ich möchte nicht sofort einen Vorwurf machen, denn vielleicht fehlt nur eine Information.

نمی‌خواهم فوراً کسی را متهم کنم، چون شاید فقط اطلاعاتی ثبت نشده باشد.

Trotzdem sollte ich die Sache prüfen, solange der Monat noch nicht lange zurückliegt.

بااین‌حال باید موضوع را بررسی کنم، تا وقتی که از آن ماه زمان زیادی نگذشته است.

در آلمان، «Abrechnung» می‌تواند به فیش حقوقی یا صورت‌حساب اشاره کند. برای روشن‌کردن منظور، واژهٔ دقیق‌تر مثل Lohnabrechnung را به کار ببرید.

۲. یادداشت‌های روزانه

Ich öffne meinen Kalender und sehe nach, an welchen Tagen ich im Betrieb war.

تقویمم را باز می‌کنم و می‌بینم در چه روزهایی در محل کار بوده‌ام.

Für beide Samstage habe ich die Anfangs- und Endzeit notiert.

برای هر دو شنبه، ساعت شروع و پایان را یادداشت کرده‌ام.

Außerdem finde ich eine Nachricht meiner Kollegin, in der sie sich für meine Hilfe bedankt.

همچنین پیامی از همکارم پیدا می‌کنم که در آن بابت کمکم از من تشکر کرده است.

Das beweist noch nicht alles, aber es hilft mir, den Ablauf genau zu rekonstruieren.

این هنوز همه‌چیز را ثابت نمی‌کند، اما کمکم می‌کند روند کار را دقیق بازسازی کنم.

Ich schreibe die Stunden in eine kleine Tabelle und notiere den jeweiligen Arbeitstag.

ساعت‌ها را در جدولی کوچک می‌نویسم و روز کاری مربوط به هرکدام را هم ثبت می‌کنم.

Dann prüfe ich, ob ich die Pausen richtig abgezogen habe.

بعد بررسی می‌کنم که زمان استراحت را درست از ساعت‌ها کم کرده باشم.

Auf diese Weise kann ich eine klare Frage stellen, statt nur zu sagen, dass etwas nicht stimmt.

به این ترتیب می‌توانم پرسشی روشن مطرح کنم، به‌جای اینکه فقط بگویم چیزی درست نیست.

Je genauer meine Angaben sind, desto leichter lässt sich die Abrechnung prüfen.

هرچه اطلاعاتم دقیق‌تر باشد، بررسی فیش حقوقی آسان‌تر می‌شود.

پیش از پیگیری اختلاف، تاریخ و ساعت‌ها را با تقویم، برنامهٔ شیفت و پیام‌های کاری تطبیق دهید. یادداشت منظم کمک می‌کند درخواستتان روشن و قابل‌بررسی باشد.

۳. گفت‌وگو با رضا

Am Abend zeige ich Reza die Abrechnung und erkläre ihm, was mir aufgefallen ist.

عصر فیش حقوقی را به رضا نشان می‌دهم و توضیح می‌دهم چه چیزی توجهم را جلب کرده است.

Er fragt mich, ob ich den Stundenzettel für beide Tage abgegeben habe.

او از من می‌پرسد آیا برگهٔ ساعت‌های کاری هر دو روز را تحویل داده‌ام یا نه.

Ich erinnere mich, dass ich die Zeiten am Ende jeder Schicht in das System eingetragen habe.

یادم می‌آید ساعت‌ها را در پایان هر شیفت در سامانه ثبت کرده‌ام.

Reza rät mir, zuerst freundlich nachzufragen und meine Unterlagen aufzubewahren.

رضا به من توصیه می‌کند اول دوستانه سؤال کنم و مدارکم را نگه دارم.

„Es kann sein, dass die Übertragung noch nicht abgeschlossen war“, sagt er.

او می‌گوید: «ممکن است انتقال اطلاعات هنوز کامل نشده بوده باشد.»

„Wenn du ruhig bleibst und die Daten nennst, kann die zuständige Person gezielt nachsehen.“

«اگر آرام بمانی و اطلاعات را بگویی، فرد مسئول می‌تواند دقیقاً همان مورد را بررسی کند.»

Sein Rat beruhigt mich, denn ich hatte bereits überlegt, ob ich mich beschweren sollte.

توصیه‌اش آرامم می‌کند، چون از قبل به این فکر افتاده بودم که شکایت کنم.

Eine Beschwerde wäre jedoch der falsche erste Schritt, solange ich noch nicht weiß, was passiert ist.

اما تا وقتی ندانم چه اتفاقی افتاده، شکایت‌کردن نخستین قدم مناسبی نیست.

در محیط کار، «nachfragen» یعنی برای روشن‌شدن موضوع سؤال‌کردن و معمولاً از «sich beschweren» یعنی شکایت‌کردن، خنثی‌تر و مناسب‌تر است.

۴. پیام به سرپرست

Am nächsten Morgen schreibe ich meiner Vorgesetzten eine kurze Nachricht.

صبح روز بعد، پیامی کوتاه برای سرپرستم می‌نویسم.

Ich nenne die beiden Daten und teile mit, welche Zeiten ich im System eingetragen habe.

تاریخ‌های آن دو روز را می‌نویسم و می‌گویم چه ساعت‌هایی در سامانه ثبت کرده‌ام.

Dabei formuliere ich vorsichtig, weil ich nicht weiß, ob die Angaben vollständig übertragen wurden.

بااحتیاط می‌نویسم، چون نمی‌دانم اطلاعات به‌طور کامل منتقل شده‌اند یا نه.

„Könnten Sie bitte prüfen, ob meine Arbeitsstunden für den 8. und den 15. fehlen?“

«ممکن است لطفاً بررسی کنید ساعت‌های کاری من در روزهای ۸ و ۱۵ ثبت نشده‌اند؟»

„Falls Ihnen noch ein Nachweis fehlt, reiche ich ihn gern nach.“

«اگر مدرک دیگری لازم دارید، باکمال‌میل آن را می‌فرستم.»

Ich lese die Nachricht noch einmal, damit die Frage klar und höflich klingt.

پیام را یک‌بار دیگر می‌خوانم تا پرسشم روشن و مؤدبانه باشد.

Dann sende ich sie ab und speichere eine Kopie in meinem Ordner.

بعد آن را می‌فرستم و نسخه‌ای در پوشه‌ام ذخیره می‌کنم.

Ich bin erleichtert, weil ich die Sache nun sachlich angesprochen habe.

خیالم راحت‌تر است، چون حالا موضوع را منطقی و بدون تنش مطرح کرده‌ام.

«Könnten Sie bitte …?» درخواست مؤدبانه‌ای است. ذکر تاریخ، مدرک و درخواست مشخص، معمولاً از پیامی کلی مثل «فیش من اشتباه است» نتیجهٔ بهتری می‌دهد.

۵. بررسی در سامانه

Kurz vor der Mittagspause antwortet meine Vorgesetzte, dass sie den Eintrag prüfen werde.

کمی پیش از استراحت ناهار، سرپرستم پاسخ می‌دهد که ثبت ساعت‌ها را بررسی خواهد کرد.

Sie bittet mich, ihr einen Screenshot aus dem Zeitsystem zu schicken.

او از من می‌خواهد تصویری از سامانهٔ ثبت ساعت برایش بفرستم.

Ich melde mich an und öffne die Übersicht des vergangenen Monats.

وارد حسابم می‌شوم و خلاصهٔ ماه گذشته را باز می‌کنم.

Die beiden Samstage sind dort zu sehen, aber eine Freigabe durch die Leitung fehlt.

آن دو شنبه در آنجا دیده می‌شوند، اما تأیید سرپرستی ثبت نشده است.

Offenbar waren meine Zeiten eingetragen worden, ohne dass sie rechtzeitig bestätigt wurden.

ظاهراً ساعت‌هایم ثبت شده بودند، بی‌آنکه به‌موقع تأیید شده باشند.

Ich schicke den Screenshot und schreibe dazu, dass ich die Einträge selbst sehen kann.

تصویر صفحه را می‌فرستم و می‌نویسم که خودم ثبت ساعت‌ها را در سامانه می‌بینم.

Damit ist die Ursache noch nicht ganz geklärt, aber der nächste Schritt ist deutlich.

با این کار، علت هنوز کاملاً روشن نشده، اما قدم بعدی مشخص است.

Meine Vorgesetzte kann nun die Freigabe nachholen oder erklären, warum sie nicht möglich ist.

حالا سرپرستم می‌تواند تأیید را انجام دهد یا توضیح دهد چرا این کار ممکن نیست.

۶. تماس با بخش حقوق

Am Nachmittag ruft mich meine Vorgesetzte an und sagt, dass die Personalabteilung die Abrechnung bereits vorbereitet hat.

بعدازظهر سرپرستم با من تماس می‌گیرد و می‌گوید بخش کارکنان فیش حقوقی را از قبل آماده کرده است.

Die bestätigten Stunden seien vor dem Abrechnungstermin noch nicht im System gewesen.

او می‌گوید ساعت‌های تأییدشده پیش از موعد محاسبهٔ حقوق هنوز در سامانه نبوده‌اند.

Sie werde die Daten weiterleiten und fragen, ob eine Korrektur noch im laufenden Monat möglich sei.

او اطلاعات را می‌فرستد و می‌پرسد آیا اصلاح آن در همین ماه ممکن است.

Ich bedanke mich und frage, wann ich ungefähr mit einer Rückmeldung rechnen kann.

تشکر می‌کنم و می‌پرسم تقریباً چه زمانی می‌توانم منتظر پاسخ باشم.

Sie nennt mir keinen festen Tag, verspricht aber, sich zu melden, sobald sie etwas weiß.

او روز مشخصی را نمی‌گوید، اما قول می‌دهد به‌محض اینکه چیزی بداند خبر بدهد.

Ich notiere das Gespräch mit Datum und Uhrzeit, damit ich den Überblick behalte.

برای اینکه پیگیری موضوع را از دست ندهم، تاریخ و ساعت گفت‌وگو را یادداشت می‌کنم.

Das ist keine Drohung, sondern eine einfache Möglichkeit, wichtige Absprachen festzuhalten.

این تهدید نیست، بلکه راهی ساده برای ثبت توافق‌های مهم است.

Reza hatte mir erklärt, dass eine sachliche Dokumentation spätere Missverständnisse verhindern kann.

رضا برایم توضیح داده بود که ثبت دقیق و بی‌طرفانه می‌تواند از سوءتفاهم‌های بعدی جلوگیری کند.

پس از گفت‌وگوی تلفنی، تاریخ، موضوع و نتیجه را برای خودتان یادداشت کنید. اگر لازم شد، می‌توانید برداشت خود را با یک پیام کوتاه و محترمانه تأیید کنید.

۷. پاسخ بخش کارکنان

Zwei Tage später erhalte ich eine E-Mail von der Personalabteilung.

دو روز بعد، ایمیلی از بخش کارکنان دریافت می‌کنم.

Darin steht, dass die Stunden nach der Freigabe geprüft werden können.

در ایمیل نوشته شده است که ساعت‌ها پس از تأیید قابل‌بررسی هستند.

Eine sofortige Überweisung sei nicht möglich, weil die monatliche Abrechnung schon abgeschlossen worden sei.

در ایمیل آمده است که واریز فوری ممکن نیست، چون محاسبهٔ حقوق ماهانه قبلاً انجام شده است.

Der fehlende Betrag werde entweder mit der nächsten Abrechnung ausgezahlt oder getrennt überwiesen.

مبلغ پرداخت‌نشده یا با فیش بعدی پرداخت می‌شود یا جداگانه به حسابم واریز خواهد شد.

Ich lese die E-Mail aufmerksam und prüfe, ob beide Arbeitstage genannt sind.

ایمیل را با دقت می‌خوانم و بررسی می‌کنم که هر دو روز کاری در آن ذکر شده باشند.

Beide Daten stehen darin, und auch die jeweiligen Stunden sind korrekt aufgeführt.

هر دو تاریخ در آن آمده‌اند و ساعت‌های مربوط به هرکدام هم درست ذکر شده‌اند.

Deshalb antworte ich, dass die Angaben stimmen und ich auf die Korrektur warte.

برای همین پاسخ می‌دهم که اطلاعات درست است و منتظر اصلاح می‌مانم.

Ich bitte außerdem darum, mir kurz mitzuteilen, in welchem Monat der Betrag erscheint.

همچنین خواهش می‌کنم کوتاه به من اطلاع بدهند که مبلغ در فیش کدام ماه می‌آید.

۸. یادگیری یک روند تازه

Am folgenden Montag zeigt mir eine Kollegin, wie die Freigabe im System funktioniert.

دوشنبهٔ بعد، همکارم نشانم می‌دهد تأیید ساعت‌ها در سامانه چطور انجام می‌شود.

Bis dahin hatte ich angenommen, dass das Eintragen der Stunden automatisch genügt.

تا آن زمان تصور می‌کردم ثبت ساعت‌ها به‌تنهایی کافی است و بقیهٔ کار خودکار انجام می‌شود.

Nun weiß ich, dass die Leitung jeden Eintrag bestätigen muss, bevor die Abrechnung erstellt wird.

حالا می‌دانم که سرپرستی باید هر مورد را پیش از تهیهٔ فیش حقوقی تأیید کند.

Die Kollegin erklärt mir auch, wo ich sehe, ob ein Eintrag noch offen ist.

همکارم همچنین توضیح می‌دهد از کجا می‌توانم ببینم آیا موردی هنوز در انتظار تأیید است.

Ich richte eine Erinnerung ein, damit ich die Übersicht am Monatsende kontrolliere.

یادآوری‌ای تنظیم می‌کنم تا آخر ماه جدول را بررسی کنم.

So kann ich rechtzeitig nachfragen, falls eine Bestätigung fehlt.

به این ترتیب، اگر تأییدی ثبت نشده باشد، می‌توانم به‌موقع پیگیری کنم.

Die Erklärung dauert nur wenige Minuten, erspart mir aber beim nächsten Mal viel Unsicherheit.

توضیح‌دادن فقط چند دقیقه طول می‌کشد، اما دفعهٔ بعد از سردرگمی زیادی نجاتم می‌دهد.

Ich merke, dass es hilfreich ist, nicht nur die eigenen Rechte, sondern auch die Abläufe zu kennen.

متوجه می‌شوم که دانستن روندهای کاری، در کنار آشنایی با حقوق خودم، مفید است.

در سامانه‌های ثبت ساعت، «eingetragen» یعنی ثبت‌شده و «freigegeben» یعنی تأییدشده. ثبت‌کردن و تأییدکردن ممکن است دو مرحلهٔ جداگانه باشند.

۹. مبلغ اصلاح‌شده

Mit der nächsten Abrechnung erscheint eine zusätzliche Zeile für die fehlenden Stunden.

در فیش ماه بعد، ردیف اضافه‌ای برای ساعت‌های ثبت‌نشده دیده می‌شود.

Ich vergleiche die Zahl mit meiner Tabelle und kontrolliere den Betrag.

عدد را با جدولم مقایسه می‌کنم و مبلغ را بررسی می‌کنم.

Die Stunden sind vollständig ergänzt, und die Berechnung ist nachvollziehbar.

همهٔ ساعت‌ها اضافه شده‌اند و محاسبه هم قابل‌فهم است.

Auch der Zuschlag für die Samstagsarbeit ist berücksichtigt.

فوق‌العادهٔ کار در روز شنبه هم در محاسبه لحاظ شده است.

Ich speichere die Abrechnung zusammen mit der E-Mail zur Korrektur.

فیش حقوقی را همراه با ایمیل مربوط به اصلاح ذخیره می‌کنم.

Dann schreibe ich meiner Vorgesetzten, dass sich die Angelegenheit erledigt hat.

بعد برای سرپرستم می‌نویسم که موضوع حل شده است.

Sie antwortet, dass sie sich über die Rückmeldung freut und den Ablauf künftig im Blick behalten wird.

او پاسخ می‌دهد که از خبر خوشحال است و از این به بعد روند کار را زیر نظر خواهد داشت.

Ich bedanke mich bei ihr und auch bei meiner Kollegin für die hilfreiche Erklärung.

از او و همکارم بابت توضیح مفیدشان تشکر می‌کنم.

۱۰. نتیجه‌ای فراتر از مبلغ

Am Abend erzähle ich Reza, wie die Sache ausgegangen ist.

عصر برای رضا تعریف می‌کنم که موضوع چطور حل شده است.

Er freut sich, dass ich eine Lösung gefunden habe, ohne den Konflikt größer zu machen.

او خوشحال می‌شود که بدون بزرگ‌کردن اختلاف، راه‌حلی پیدا کرده‌ام.

Ich sage ihm, dass die fehlenden Stunden zwar der Anlass waren, ich aber vor allem den Ablauf verstehen wollte.

به او می‌گویم ساعت‌های ثبت‌نشده باعث شروع پیگیری شدند، اما بیش از هر چیز می‌خواستم روند کار را بفهمم.

Jetzt kann ich meine Zeiten selbst kontrollieren und bei Fragen genauer erklären, worum es geht.

حالا می‌توانم ساعت‌های کاری‌ام را خودم بررسی کنم و اگر پرسشی پیش آمد، دقیق‌تر توضیح دهم موضوع چیست.

Ich habe gelernt, dass eine höfliche Nachfrage nicht bedeutet, dass ich auf etwas verzichten muss.

یاد گرفته‌ام که پیگیری مؤدبانه به این معنا نیست که باید از حقم بگذرم.

Sie hilft vielmehr dabei, ein Problem früh zu klären, bevor aus einer kleinen Unstimmigkeit ein Streit wird.

بلکه کمک می‌کند مسئله زود روشن شود، پیش از آنکه اختلافی کوچک به مشاجره تبدیل شود.

Seitdem prüfe ich meine Abrechnung jeden Monat und bewahre wichtige Unterlagen geordnet auf.

از آن زمان، هر ماه فیش حقوقی‌ام را بررسی می‌کنم و مدارک مهم را مرتب نگه می‌دارم.

Das gibt mir Sicherheit, auch wenn ich nicht jeden Schritt sofort kenne.

این کار به من اطمینان می‌دهد، حتی اگر همهٔ مراحل را از همان ابتدا ندانم.

در اختلاف‌های کاری، اول واقعیت‌ها و مدارک را مرتب کنید، بعد درخواست مشخص و محترمانه‌ای مطرح کنید. این روش هم برای یادگیری روندهای محل کار مفید است و هم از سوءتفاهم جلوگیری می‌کند.

🔍 تحلیل گرامری جمله‌های مهم

در این داستان، یلدا اختلافی را در فیش حقوقی‌اش پیگیری می‌کند. ساختارهای گرامری در ترتیب رویدادها آمده‌اند: بیان برداشت و تردید، درخواست مؤدبانه، شرح روند اداری، گزارش پاسخ دیگران و جمع‌بندی تجربه. مثال‌های آلمانی زیر عیناً از متن داستان انتخاب شده‌اند.

۱. جملهٔ موصولی با حرف اضافه

Am Monatsende öffne ich wie immer die Abrechnung, die mir die Personalabteilung per E-Mail geschickt hat.

Außerdem finde ich eine Nachricht meiner Kollegin, in der sie sich für meine Hilfe bedankt.

Die beiden Samstage sind dort zu sehen, aber eine Freigabe durch die Leitung fehlt.

جملهٔ موصولی اطلاعات بیشتری دربارهٔ یک اسم می‌دهد. در مثال اول، «die» به «Abrechnung» برمی‌گردد و در جملهٔ موصولی نقش مفعول «geschickt hat» را دارد. در مثال دوم، «in der» با «Nachricht» آمده است؛ حرف اضافهٔ «in» در جملهٔ موصولی پیش از ضمیر می‌آید. چون منظور محل/محتوای پیام است، «in» حالت Dativ می‌گیرد: «der». در مثال سوم «die» فاعل جملهٔ مجهول است. در فارسی‌زبان‌ها رایج است که جای فعل جملهٔ اصلی را در جملهٔ موصولی نگه دارند؛ فعل صرف‌شده باید در پایان جملهٔ موصولی بیاید.

۲. جملهٔ غیرمستقیم با ob و weil

Vielleicht habe ich einen Fehler gemacht, denke ich, bevor ich jemandem schreibe.

Er fragt mich, ob ich den Stundenzettel für beide Tage abgegeben habe.

Ich möchte nicht sofort einen Vorwurf machen, denn vielleicht fehlt nur eine Information.

«ob» پرسش بله/خیر را به جملهٔ وابسته تبدیل می‌کند و فعل صرف‌شده را به پایان می‌برد: «… abgegeben habe». «bevor» نیز جملهٔ وابستهٔ زمانی می‌سازد؛ به همین دلیل «schreibe» در پایان بخش وابسته آمده است. «denn» مانند «aber» و «und» جایگاه فعل را در جملهٔ اصلی تغییر نمی‌دهد. این نکته برای فارسی‌زبان مهم است: بعد از «denn» فعل را به آخر نبرید.

۳. قیدهای ربطی: trotzdem و deshalb

Trotzdem sollte ich die Sache prüfen, solange der Monat noch nicht lange zurückliegt.

Deshalb antworte ich, dass die Angaben stimmen und ich auf die Korrektur warte.

Deshalb kann ich eine klare Frage stellen, statt nur zu sagen, dass etwas nicht stimmt.

«trotzdem» و «deshalb» قید ربطی‌اند و در جملهٔ اصلی جایگاه اول را می‌گیرند؛ فعل صرف‌شده بلافاصله پس از آن‌ها می‌آید: «Trotzdem sollte …»، «Deshalb antworte …». «solange» و «dass» جملهٔ وابسته می‌سازند و فعل را به پایان می‌فرستند. پس از «statt» در این مثال، مصدر با «zu» آمده است: «statt … zu sagen».

۴. درخواست مؤدبانه با Konjunktiv II

„Könnten Sie bitte prüfen, ob meine Arbeitsstunden für den 8. und den 15. fehlen?“

„Falls Ihnen noch ein Nachweis fehlt, reiche ich ihn gern nach.“

Ich bitte außerdem darum, mir kurz mitzuteilen, in welchem Monat der Betrag erscheint.

«könnten» صورت Konjunktiv II فعل وجهی «können» است و درخواست را محترمانه و غیرتحکمی می‌کند. در پرسش مستقیم، فعل «prüfen» پس از فعل صرف‌شده آمده است؛ داخل پرسش غیرمستقیم با «ob»، فعل صرف‌شدهٔ «fehlen» در پایان قرار می‌گیرد. «falls» جملهٔ شرطی می‌سازد و فعل «fehlt» در پایان بند وابسته می‌آید. در «darum bitten, etwas mitzuteilen»، مصدر با «zu» آمده؛ «mir» در Dativ است، چون گیرندهٔ اطلاع‌رسانی است.

۵. مجهول در توضیح روند

Offenbar waren meine Zeiten eingetragen worden, ohne dass sie rechtzeitig bestätigt wurden.

Darin steht, dass die Stunden nach der Freigabe geprüft werden können.

Der fehlende Betrag werde entweder mit der nächsten Abrechnung ausgezahlt oder getrennt überwiesen.

مجهول وقتی به کار می‌رود که خودِ کار یا روند مهم‌تر از انجام‌دهنده باشد. در «eingetragen worden» ساخت مجهول در زمان Plusquamperfekt است: «waren» + Partizip II + «worden». در مثال دوم، «können» فعل وجهی است و مصدر مجهول «geprüft werden» پیش از آن می‌آید. در مثال سوم، «ausgezahlt» و «überwiesen» دو Partizip II هستند؛ جمله در قالب گزارش غیرمستقیم آمده و «werde» صورت Konjunktiv I از «werden» است.

۶. جمله‌های زمانی با bevor و solange

Vielleicht habe ich einen Fehler gemacht, denke ich, bevor ich jemandem schreibe.

Trotzdem sollte ich die Sache prüfen, solange der Monat noch nicht lange zurückliegt.

Ich lese die Nachricht noch einmal, damit die Frage klar und höflich klingt.

«bevor» کاری را نشان می‌دهد که باید پیش از کار دیگر بررسی شود؛ «solange» بازه‌ای را مشخص می‌کند که وضعیت در آن برقرار است. هر دو جملهٔ وابسته‌اند، بنابراین فعل صرف‌شده در پایان می‌آید. «damit» هدف را بیان می‌کند: پیام را دوباره می‌خوانم تا پرسش روشن به نظر برسد. اگر فاعل دو بخش یکی باشد، در بسیاری از جمله‌های هدف می‌توان از «um … zu» هم استفاده کرد؛ اما در این مثال «damit» انتخاب شده است.

۷. ساختار هدف: um … zu

Ich schreibe die Stunden in eine kleine Tabelle und notiere den jeweiligen Arbeitstag.

Ich richte eine Erinnerung ein, damit ich die Übersicht am Monatsende kontrolliere.

Die Erklärung dauert nur wenige Minuten, erspart mir aber beim nächsten Mal viel Unsicherheit.

در متن داستان هدف با «damit» بیان شده است؛ فاعل جملهٔ اصلی و وابسته هر دو «ich» هستند. در چنین موردی می‌توان گفت: «…, um die Übersicht am Monatsende zu kontrollieren.» در این ساختار، «zu» پیش از مصدر می‌آید. در فعل جداشدنی، «zu» میان پیشوند و بن فعل قرار می‌گیرد؛ مانند «nachzufragen». مثال سوم از نظر کاربردی نشان می‌دهد که چگونه دو فعل مستقل با «aber» به هم پیوند می‌خورند و فعل صرف‌شده در جایگاه دوم می‌ماند.

۸. جملهٔ امتیازی با zwar … aber

Ich sage ihm, dass die fehlenden Stunden zwar der Anlass waren, ich aber vor allem den Ablauf verstehen wollte.

Ich habe gelernt, dass eine höfliche Nachfrage nicht bedeutet, dass ich auf etwas verzichten muss.

Sie hilft vielmehr dabei, ein Problem früh zu klären, bevor aus einer kleinen Unstimmigkeit ein Streit wird.

«zwar … aber» دو واقعیت را کنار هم می‌گذارد: چیزی درست است، اما نکتهٔ دیگری اهمیت بیشتری دارد یا آن را محدود می‌کند. «zwar» معمولاً به‌تنهایی نمی‌آید و انتظار «aber» ایجاد می‌کند. در جملهٔ اول، بند دوم با «aber» آغاز شده و فعل صرف‌شده «wollte» پس از فاعل آمده است. «dass» جملهٔ وابسته می‌سازد. در مثال آخر، «bevor» نیز بند وابسته‌ای آورده که فعل «wird» در پایان آن قرار دارد.

۹. مقایسهٔ متناسب با je … desto

Je genauer meine Angaben sind, desto leichter lässt sich die Abrechnung prüfen.

Das gibt mir Sicherheit, auch wenn ich nicht jeden Schritt sofort kenne.

So kann ich rechtzeitig nachfragen, falls eine Bestätigung fehlt.

ساختار «je … desto» رابطهٔ تغییر متناسب را نشان می‌دهد: هرچه اطلاعات دقیق‌تر باشد، بررسی آسان‌تر است. «je» بند وابسته‌ای می‌سازد و فعل «sind» در پایان آن قرار می‌گیرد؛ بخش «desto» جملهٔ اصلی است و فعل «lässt» پس از آن می‌آید. «auch wenn» امتیاز یا مانعِ ناکافی را بیان می‌کند و «falls» احتمال یا شرط را. هر دو فعل صرف‌شدهٔ «kenne» و «fehlt» در پایان جملهٔ وابسته آمده‌اند.

۱۰. ساختارهای اسمی و مصدر با zu

Auf diese Weise kann ich eine klare Frage stellen, statt nur zu sagen, dass etwas nicht stimmt.

Ich bitte außerdem darum, mir kurz mitzuteilen, in welchem Monat der Betrag erscheint.

Ich merke, dass es hilfreich ist, nicht nur die eigenen Rechte, sondern auch die Abläufe zu kennen.

«statt … zu sagen» و «darum bitten, … mitzuteilen» مصدرهای وابسته با «zu» هستند. در فعل جداشدنیِ «mitteilen»، «zu» میان پیشوند و فعل قرار می‌گیرد: «mitzuteilen». در مثال سوم، عبارت «es ist hilfreich, … zu kennen» ارزیابی کلی را بیان می‌کند. تقابل «nicht nur … sondern auch» دو مورد هم‌پایه را به هم پیوند می‌دهد. «die eigenen Rechte» مفعول Akkusativ مصدر «kennen» است؛ «die Abläufe» نیز مفعول هم‌پایهٔ آن است.

۱۱. جمع‌بندی

سه نکتهٔ مهم داستان:

  • در جملهٔ وابسته با «dass»، «ob»، «bevor»، «solange»، «falls» و «damit»، فعل صرف‌شده معمولاً به پایان می‌رود.
  • برای پیگیری یک اختلاف، تاریخ‌ها و مدارک مشخص را بیاورید و درخواستتان را محترمانه و روشن مطرح کنید.
  • «zwar … aber» و «je … desto» کمک می‌کنند رابطهٔ میان دو نکته را دقیق‌تر بیان کنید.

تمرین: با دو روز کاری فرضی، یک پیام کوتاه به سرپرست بنویسید. از «Könnten Sie bitte …?» برای درخواست مؤدبانه و از «Falls Ihnen noch ein Nachweis fehlt, …» برای توضیح امکان فرستادن مدرک استفاده کنید.

این داستان را فهمیدید؟ 🎉

با حساب رایگان، همین واژه‌ها را با فلش‌کارت هوشمند برای همیشه در حافظه‌تان ثبت کنید.

رایگان شروع کنید

داستان‌های دیگر سطح B2

Ein Platz für Mina
🧸 🏔️ B2

Ein Platz für Mina

جایی برای مینا

Der verpasste Anschluss
🚆 🏔️ B2

Der verpasste Anschluss

قطاری که از دست رفت

Die Stimme im Betrieb
📣 🏔️ B2

Die Stimme im Betrieb

صدای کارکنان